histidine

[ایالات متحده]/ˈhɪstɪdiːn/
[بریتانیا]/ˈhɪstəˌdin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آمینو اسیدی که پیش‌ساز هیستامین است؛ آمینواسید ضروری برای رشد و ترمیم بافت
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

histidine residue

باقی مانده هیستیدین

histidine kinase

کیناز هیستیدین

histidine tag

برچسب هیستیدین

histidine buffer

بافر هیستیدین

histidine binding

اتصال هیستیدین

histidine metabolism

متابولیسم هیستیدین

histidine transport

حمل هیستیدین

histidine synthesis

سنتز هیستیدین

histidine content

محتوای هیستیدین

histidine role

نقش هیستیدین

جملات نمونه

histidine is an essential amino acid for human health.

هیستیدین یک اسید آمینه ضروری برای سلامت انسان است.

many enzymes require histidine for their activity.

بسیاری از آنزیم‌ها برای فعالیت خود به هیستیدین نیاز دارند.

histidine can be found in various protein sources.

هیستیدین را می‌توان در منابع پروتئینی مختلف یافت.

dietary histidine is important for muscle repair.

هیستیدین مصرفی برای ترمیم عضلات مهم است.

histidine plays a role in the production of histamine.

هیستیدین در تولید هیستامین نقش دارد.

supplementing with histidine may improve athletic performance.

مصرف مکمل هیستیدین ممکن است باعث بهبود عملکرد ورزشی شود.

histidine is involved in the regulation of ph levels.

هیستیدین در تنظیم سطح pH نقش دارد.

some studies suggest histidine may aid in cognitive function.

برخی از مطالعات نشان می‌دهند که هیستیدین ممکن است به بهبود عملکرد شناختی کمک کند.

histidine can help protect cells from oxidative stress.

هیستیدین می‌تواند به محافظت از سلول‌ها در برابر استرس اکسیداتیو کمک کند.

foods rich in histidine include meat, fish, and dairy.

غذاهای غنی از هیستیدین شامل گوشت، ماهی و لبنیات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید