histograms

[ایالات متحده]/'hɪstəgræm/
[بریتانیا]/'hɪstəɡræm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نموداری که شامل مستطیل‌هایی است که مساحت آن‌ها متناسب با فراوانی یک متغیر است و عرض آن برابر با فاصله کلاس است.

عبارات و ترکیب‌ها

histogram equalization

تسطیح هیستوگرام

frequency histogram

نمودار توزیع فراوانی

histogram specification

مشخصات هیستوگرام

جملات نمونه

The histogram displayed the distribution of data.

نمودار هیستوگرام توزیع داده‌ها را نشان داد.

The software can generate a histogram of the results.

نرم‌افزار می‌تواند یک هیستوگرام از نتایج تولید کند.

Histograms are commonly used in statistics to represent data visually.

هیستوگرام‌ها معمولاً در آمار برای نمایش بصری داده‌ها استفاده می‌شوند.

The histogram revealed a clear pattern in the data.

هیستوگرام یک الگوی واضح در داده‌ها نشان داد.

Researchers analyzed the histogram to draw conclusions about the population.

محققان هیستوگرام را تجزیه و تحلیل کردند تا نتیجه‌گیری در مورد جمعیت به دست آورند.

Students were asked to create a histogram based on the survey results.

از دانش‌آموزان خواسته شد تا بر اساس نتایج نظرسنجی یک هیستوگرام ایجاد کنند.

The histogram showed a peak in the middle of the distribution.

هیستوگرام اوجی در وسط توزیع نشان داد.

Understanding how to interpret a histogram is an important skill in data analysis.

درک نحوه تفسیر یک هیستوگرام یک مهارت مهم در تجزیه و تحلیل داده‌ها است.

The histogram provided a visual representation of the data set.

هیستوگرام یک نمایش بصری از مجموعه داده‌ها ارائه داد.

A histogram can help identify outliers in a data set.

یک هیستوگرام می‌تواند به شناسایی نقاط پرتوی در یک مجموعه داده کمک کند.

نمونه‌های واقعی

I need to figure out how to use a histogram of oriented gradients to detect a face.

من باید بفهمم چگونه از یک هیستوگرام گرادیان‌های جهت‌دار برای تشخیص چهره استفاده کنم.

منبع: Q&A in progress.

It's essentially like a histogram or a bar chart.

در واقع مثل یک هیستوگرام یا نمودار میله‌ای است.

منبع: Khan Academy: Statistics (Video Version)

The authors propose thinking in terms of histograms, which means that the output image should rely on statistical similarities with the source images.

نویسندگان پیشنهاد می‌کنند که از نظر هیستوگرام فکر کنید، به این معنی که تصویر خروجی باید به شباهت‌های آماری با تصاویر منبع تکیه کند.

منبع: Two-Minute Paper

Now there are a couple of techniques that exist to detect edges, but we are going to use a histogram of oriented gradients, or an HOG.

اکنون چند تکنیک برای تشخیص لبه وجود دارد، اما ما از یک هیستوگرام گرادیان‌های جهت‌دار یا HOG استفاده خواهیم کرد.

منبع: Q&A in progress.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید