| جمع | hitchers |
hitcher hike
هاوردر سواری
hitcher spot
محل اتوقف کردن
hitcher ride
سواری اتوقف کردن
hitcher sign
علامت اتوقف کردن
hitcher help
کمک اتوقف کردن
hitcher community
جامعه اتوقف کردن
hitcher friend
دوست اتوقف کردن
hitcher story
داستان اتوقف کردن
hitcher experience
تجربه اتوقف کردن
hitcher journey
سفر اتوقف کردن
the hitcher asked for a ride on the highway.
راننده درخواست سواری در اتوبان کرد.
many hitchers rely on the kindness of strangers.
بسیاری از متوقفکنندگان به مهربانی غریبهها متکی هستند.
she picked up a hitcher during her road trip.
او در طول سفر جادهای خود یک متوقفکننده را سوار کرد.
hitchers often have interesting stories to share.
متوقفکنندگان اغلب داستانهای جالب برای به اشتراک گذاشتن دارند.
he was a hitcher looking for adventure.
او یک متوقفکننده بود که به دنبال ماجراجویی بود.
it's important to be cautious when picking up a hitcher.
هنگام سوار کردن یک متوقفکننده، احتیاط لازم است.
some hitchers travel long distances without a plan.
برخی از متوقفکنندگان مسافتهای طولانی را بدون برنامه سفر میکنند.
the hitcher had a friendly demeanor.
متوقفکننده رفتاری دوستانه داشت.
hitchers can be found at popular travel routes.
متوقفکنندگان را میتوان در مسیرهای سفر محبوب پیدا کرد.
he met a fellow hitcher at a gas station.
او یک متوقفکننده دیگر را در یک ایستگاه سوخت ملاقات کرد.
hitcher hike
هاوردر سواری
hitcher spot
محل اتوقف کردن
hitcher ride
سواری اتوقف کردن
hitcher sign
علامت اتوقف کردن
hitcher help
کمک اتوقف کردن
hitcher community
جامعه اتوقف کردن
hitcher friend
دوست اتوقف کردن
hitcher story
داستان اتوقف کردن
hitcher experience
تجربه اتوقف کردن
hitcher journey
سفر اتوقف کردن
the hitcher asked for a ride on the highway.
راننده درخواست سواری در اتوبان کرد.
many hitchers rely on the kindness of strangers.
بسیاری از متوقفکنندگان به مهربانی غریبهها متکی هستند.
she picked up a hitcher during her road trip.
او در طول سفر جادهای خود یک متوقفکننده را سوار کرد.
hitchers often have interesting stories to share.
متوقفکنندگان اغلب داستانهای جالب برای به اشتراک گذاشتن دارند.
he was a hitcher looking for adventure.
او یک متوقفکننده بود که به دنبال ماجراجویی بود.
it's important to be cautious when picking up a hitcher.
هنگام سوار کردن یک متوقفکننده، احتیاط لازم است.
some hitchers travel long distances without a plan.
برخی از متوقفکنندگان مسافتهای طولانی را بدون برنامه سفر میکنند.
the hitcher had a friendly demeanor.
متوقفکننده رفتاری دوستانه داشت.
hitchers can be found at popular travel routes.
متوقفکنندگان را میتوان در مسیرهای سفر محبوب پیدا کرد.
he met a fellow hitcher at a gas station.
او یک متوقفکننده دیگر را در یک ایستگاه سوخت ملاقات کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید