hobelar

[ایالات متحده]/ˈhɒbələr/
[بریتانیا]/ˈhɑːbələr/

ترجمه

n. نوعی سواره‌نظام یا سپاهی نورانی از دوران میانه‌ی قرون میانه؛ یک روش نوشتاری از hobbler.
شکل‌های واژه
جمعhobelars

عبارات و ترکیب‌ها

they hobelaron

Persian_translation

los hobelares

Persian_translation

جملات نمونه

the old man likes to hobelar around the park in the morning.

آقای باسن دویدن در پارک صبح‌ها را دوست دارد.

she hobelar down the hallway with her cane.

او با دوچرخه‌ای خود در راهرو پایین می‌آید.

the cowboy began to hobelar after his horse threw him.

کُوئی‌بوی پس از اینکه اسبش او را پرتاب کرد، شروع به دویدن کرد.

the child tried to hobelar but couldn't keep balance.

کودک سعی کرد دویدن کند، اما تعادل خود را حفظ نکرد.

he hobelar painfully after twisting his ankle.

پس از گریپ کردن مچ پایش، او با درد دویدن کرد.

the hobelar movement caught everyone's attention.

حرکت دویدن توجه همه را جذب کرد.

they watched the hobelar figure approach slowly.

آنها به‌دقت نگاه می‌کردند که فرد دویدن به آرامی نزدیک می‌شود.

after the injury, she had to hobelar everywhere.

پس از آسیب، او مجبور شد در هر جا دویدن کند.

the dog began to hobelar when it saw its owner.

وقتی سگ مالکش را دید، شروع به دویدن کرد.

the injured soldier continued to hobelar forward.

سرباز مجروح به‌طور مداوم به سمت جلو دویدن کرد.

he learned to hobelar without showing pain.

او یاد گرفت بدون نشان دادن درد دویدن کند.

the hobelar sound echoed through the empty street.

صوت دویدن در خیابان خالی تکان داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید