homelesses

[ایالات متحده]/ˈhəʊm.ləs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈhoʊm.ləs.ɪz/

ترجمه

adj. بدون خانه; جایی برای زندگی نداشتن
n. افراد بدون خانه

عبارات و ترکیب‌ها

homelesses shelter

سرپناه برای بی‌خانمان‌ها

homelesses crisis

بحران بی‌خانمانی

homelesses outreach

ارتباط با بی‌خانمان‌ها

homelesses support

حمایت از بی‌خانمان‌ها

homelesses services

خدمات برای بی‌خانمان‌ها

homelesses assistance

کمک به بی‌خانمان‌ها

homelesses population

جمعیت بی‌خانمان‌ها

homelesses prevention

جلوگیری از بی‌خانمانی

homelesses issue

مشکل بی‌خانمانی

homelesses rights

حقوق بی‌خانمان‌ها

جملات نمونه

many cities have programs to help the homelesses.

شهرها برنامه‌های متعددی برای کمک به افراد بی‌خانمان دارند.

the number of homelesses has increased in recent years.

تعداد افراد بی‌خانمان در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

volunteers often provide meals for the homelesses.

داوطلبان اغلب غذا برای افراد بی‌خانمان فراهم می‌کنند.

homelesses face many challenges in finding shelter.

افراد بی‌خانمان با چالش‌های زیادی در یافتن سرپناه مواجه هستند.

support services are essential for the homelesses.

خدمات حمایتی برای افراد بی‌خانمان ضروری است.

local charities often assist the homelesses in need.

سازمان‌های خیریه محلی اغلب به افراد بی‌خانمان نیازمند کمک می‌کنند.

some organizations focus on rehabilitating homelesses.

برخی از سازمان‌ها بر توان‌بخشی افراد بی‌خانمان تمرکز دارند.

homelesses often struggle with mental health issues.

افراد بی‌خانمان اغلب با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم می‌کنند.

community outreach programs aim to support homelesses.

برنامه‌های ارتباط با جامعه هدف از حمایت از افراد بی‌خانمان برخوردارند.

raising awareness about homelesses is crucial for change.

افزایش آگاهی در مورد افراد بی‌خانمان برای ایجاد تغییر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید