homeloves

[ایالات متحده]//'həʊmˌlʌvz//
[بریتانیا]//'hoʊmˌlʌvz//

ترجمه

n. عشق شدید به خانه‌ی خود؛ احساس رضایت و وابستگی به زندگی خانگی.
v. حالت سوم شخص در زمان حاضر از «homelove»: دوست داشتن یا مراقبت زیاد از خانه‌ی خود.

عبارات و ترکیب‌ها

dear homeloves

Persian_translation

warm homeloves

Persian_translation

sweet homeloves

Persian_translation

my homeloves

Persian_translation

جملات نمونه

the homeloves family gathers every sunday for dinner.

خانواده هوملوورز هر روز یکشنبه برای شام جمع می شوند.

many homeloves organizations provide shelter for those in need.

بسیاری از سازمان های هوملوورز پناهگاهی برای کسانی که به آن نیاز دارند فراهم می کنند.

she dedicates her life to homeloves outreach programs.

او زندگی خود را به برنامه های ارتباطی هوملوورز وقف کرده است.

the homeloves shelter offers meals and counseling.

پناهگاه هوملوورز غذا و مشاوره ارائه می دهد.

community members volunteer at the homeloves center regularly.

اعضای جامعه به طور منظم در مرکز هوملوورز داوطلب هستند.

the homeloves initiative has helped hundreds of families.

میانیه هوملوورز به صدها خانواده کمک کرده است.

donations to homeloves foundations make a real difference.

هدايا به بنیاد هوملوورز واقعی تفاوتی ایجاد می کند.

the homeloves network connects people with resources.

شبکه هوملوورز افراد را با منابع متصل می کند.

young people can access educational programs through homeloves.

نوجوانان می توانند از طریق هوملوورز به برنامه های آموزشی دسترسی پیدا کنند.

the homeloves charity organizes annual fundraising events.

کمیت هوملوورز رویدادهای جمع آوری کمک های سالیانه را سازماندهی می کند.

volunteers at homeloves work tirelessly to support the community.

داوطلبان در هوملوورز با تلاش بی وقفه برای حمایت از جامعه کار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید