hominins

[ایالات متحده]/ˈhɒmɪnɪnz/
[بریتانیا]/ˈhɑːmɪnɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای خانواده انسانی Hominidae، شامل انسان‌ها و اجدادشان که اکنون از بین رفته‌اند.

جملات نمونه

early hominins evolved in africa millions of years ago.

هومین‌های اولیه میلیون‌ها سال پیش در آفریقا تکامل یافتند.

hominins developed bipedal locomotion as an adaptive trait.

هومین‌ها رفتار دوپاپشی را به عنوان یک ویژگی تطبیقی توسعه دادند.

fossil evidence reveals the diet of ancient hominins.

شواهد فسیلی راجع به رژیم غذایی هومین‌های باستانی را نشان می‌دهد.

modern humans are the only surviving species of hominins.

بشر مدرن تنها گونه باقی‌مانده از هومین‌ها هستند.

hominins used simple stone tools for hunting and gathering.

هومین‌ها از ابزارهای سنگی ساده برای شکار و جمع‌آوری استفاده می‌کردند.

researchers study hominin evolution through archaeological excavations.

پژوهشگران از طریق حفاری‌های باستان‌شناختی به مطالعه تکامل هومین‌ها می‌پردازند.

hominin cranial capacity increased significantly over time.

ظرفیت مخ‌های هومین‌ها به طور قابل توجهی در طول زمان افزایش یافت.

the genus homo includes several species of hominins.

جنس هومو چند گونه از هومین‌ها را شامل می‌شود.

climate change influenced the migration patterns of hominins.

تغییرات اقلیمی الگوهای مهاجرت هومین‌ها را تحت تأثیر قرار داد.

hominin fossils provide insights into human evolutionary history.

فسیل‌های هومین‌ها نگاهی به تاریخ تکامل انسان می‌اندازند.

some hominins lived in social groups for protection.

برخی از هومین‌ها برای حفاظت در گروه‌های اجتماعی زندگی می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید