hores

[ایالات متحده]/hɔːz/
[بریتانیا]/hɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صورت جمع هور (گویش پرکار); نام خانوادگی انگلیسی، نسخه‌ای از هوار.

جملات نمونه

the horses galloped across the meadow at sunrise.

اسب‌ها در طلوع آفتاب از مeadow گذشتند.

she has been riding horses since she was a child.

او از زمان کودکی‌اش اسب‌ریزی می‌کند.

the horses need to be fed and watered twice daily.

اسب‌ها نیاز به تغذیه و آب‌دهی دو بار در روز دارند.

wild horses roam freely in this protected nature reserve.

اسب‌های وحشی در این منطقه حفاظت شده به‌طور آزاد پیاده می‌روند.

the old carriage was pulled by two strong work horses.

خودرو قدیمی توسط دو اسب کاری قوی کشیده می‌شد.

competition horses require extensive training and care.

اسب‌های مسابقه نیاز به آموزش و مراقبت گسترده دارند.

the stable houses twenty horses belonging to different owners.

سایت 20 اسب را که متعلق به مالکان مختلف است، پذیرایی می‌کند.

therapy horses help patients recover from various conditions.

اسب‌های درمانی به بیماران کمک می‌کنند تا از شر حالات مختلف بیماری بی‌خیال شوند.

the horses stamped their hooves impatiently at the gate.

اسب‌ها با ناگواری پای خود را در درب فشار دادند.

experienced horse handlers can calm nervous animals quickly.

کسانی که تجربه‌ای در کار با اسب‌ها دارند می‌توانند به سرعت حیوانات نگران را آرام کنند.

the horses were shining and healthy after months of proper care.

اسب‌ها پس از چند ماه مراقبت مناسب نورانی و سالم بودند.

police horses play an important role in maintaining public order.

اسب‌های پلیس در حفظ نظم عمومی نقش مهمی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید