a horrid experience
یک تجربه وحشتناک
horrid sight
صحنه وحشتناک
horrid smell
بوی وحشتناک
horrid taste
طعم وحشتناک
horrid behavior
رفتار وحشتناک
a horrid brown colour.
یک رنگ قهوهای وحشتناک
Don’t be horrid to me!
به من بد رفتار نشوید!
The medicine is horrid and she couldn't get it down.
دارو خیلی بد بود و او نتوانست آن را ببلعد.
Very well, Mr.Behrman, if you do not care to pose for me, you needn't.But I think you are a horrid old - old flibbertigibbet.
بسیار خوب، آقای بهرمان، اگر نمیخواهید برای من ژست بگیرید، لازم نیست. اما من فکر میکنم شما یک پیرمرد وحشتناک - پیرمرد احمق هستید.
Who could have ever expected that a dragoon would drink sixpenny ale, smoke horrid bird's-eye tobacco, and let his wife wear a shabby bonnet?
چه کسی فکر می کرد که یک دراگون شش پنس آل می نوشد، تنباکوی وحشی چشم پرنده می کشد و به همسرش اجازه می دهد یک کلاه شابی بپوشد؟
The boys in their grubby navy bow ties and blue uniforms were indistinguishably horrid—nose-pickers, thumbsuckers, snorers, neer-do-wells, farters, burpers, the unwashed and unclean.
پسرهای آنها با کراوات های آبی کثیف و یونیفرم آبی به طور غیرقابل تمایز وحشتناک بودند - کسانی که بینی می گیرند، انگشت شست می مکند، خر و پف می کنند، افراد بد، کسانی که گاز می گیرند، کسانی که غرغر می کنند، کسانی که کثیف و نجس هستند.
a horrid experience
یک تجربه وحشتناک
horrid sight
صحنه وحشتناک
horrid smell
بوی وحشتناک
horrid taste
طعم وحشتناک
horrid behavior
رفتار وحشتناک
a horrid brown colour.
یک رنگ قهوهای وحشتناک
Don’t be horrid to me!
به من بد رفتار نشوید!
The medicine is horrid and she couldn't get it down.
دارو خیلی بد بود و او نتوانست آن را ببلعد.
Very well, Mr.Behrman, if you do not care to pose for me, you needn't.But I think you are a horrid old - old flibbertigibbet.
بسیار خوب، آقای بهرمان، اگر نمیخواهید برای من ژست بگیرید، لازم نیست. اما من فکر میکنم شما یک پیرمرد وحشتناک - پیرمرد احمق هستید.
Who could have ever expected that a dragoon would drink sixpenny ale, smoke horrid bird's-eye tobacco, and let his wife wear a shabby bonnet?
چه کسی فکر می کرد که یک دراگون شش پنس آل می نوشد، تنباکوی وحشی چشم پرنده می کشد و به همسرش اجازه می دهد یک کلاه شابی بپوشد؟
The boys in their grubby navy bow ties and blue uniforms were indistinguishably horrid—nose-pickers, thumbsuckers, snorers, neer-do-wells, farters, burpers, the unwashed and unclean.
پسرهای آنها با کراوات های آبی کثیف و یونیفرم آبی به طور غیرقابل تمایز وحشتناک بودند - کسانی که بینی می گیرند، انگشت شست می مکند، خر و پف می کنند، افراد بد، کسانی که گاز می گیرند، کسانی که غرغر می کنند، کسانی که کثیف و نجس هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید