horsehead

[ایالات متحده]/ˈhɔːs.hɛd/
[بریتانیا]/ˈhɔrs.hɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاحی که به شکل یا ساختار خاصی اشاره دارد که شبیه به سر اسب است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

horsehead nebula

سحابی سر اسب

horsehead shape

شکل سر اسب

horsehead mask

ماسک سر اسب

horsehead star

ستاره سر اسب

horsehead cloud

ابر سر اسب

horsehead figure

تصویر سر اسب

horsehead sculpture

مجسمه سر اسب

horsehead design

طراحی سر اسب

horsehead silhouette

سایه سر اسب

horsehead motif

الگوی سر اسب

جملات نمونه

the horsehead nebula is a famous astronomical feature.

سحابی سر اسب، یک ویژگی نجومی معروف است.

he painted a stunning picture of a horsehead.

او یک تصویر خیره کننده از سر اسب کشید.

in the film, the horsehead represents power and ambition.

در فیلم، سر اسب نشان دهنده قدرت و جاه طلبی است.

the horsehead was a symbol of strength in ancient cultures.

سر اسب در فرهنگ های باستانی نماد قدرت بود.

she wore a necklace shaped like a horsehead.

او یک گردنبند به شکل سر اسب به تن داشت.

he carved a wooden horsehead for decoration.

او یک سر اسب چوبی برای تزئین حکاکی کرد.

the horsehead mask was a popular costume choice.

ماسک سر اسب یک انتخاب لباس محبوب بود.

they discussed the significance of the horsehead in mythology.

آنها درباره اهمیت سر اسب در اساطیر بحث کردند.

the artist's latest sculpture features a horsehead design.

آخرین مجسمه هنرمند دارای طرح سر اسب است.

in the game, the horsehead grants special abilities.

در بازی، سر اسب توان ویژه ای می بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید