horticulturalists

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارشناس باغبانی، آگاه در کاشت و پرورش گیاهان.

جملات نمونه

The horticulturalist carefully tended to the plants in the greenhouse.

باغبانی با دقت از گیاهان داخل گلخانه مراقبت کرد.

The horticulturalist specializes in cultivating various types of flowers.

باغبانی در پرورش انواع گلها تخصص دارد.

A successful horticulturalist needs a deep understanding of plant biology.

یک باغبانی موفق به درک عمیق از زیست شناسی گیاهان نیاز دارد.

The horticulturalist is responsible for maintaining the botanical garden.

باغبانی مسئولیت حفظ و نگهداری از باغ گیاه شناسی را بر عهده دارد.

The horticulturalist uses advanced techniques to improve crop yields.

باغبانی از تکنیک های پیشرفته برای بهبود عملکرد محصول استفاده می کند.

The horticulturalist is conducting research on new methods of pest control.

باغبانی در حال انجام تحقیقاتی در مورد روش های جدید کنترل آفات است.

The horticulturalist designs beautiful landscapes for public parks.

باغبانی مناظر زیبا برای پارک های عمومی طراحی می کند.

The horticulturalist advises farmers on best practices for soil conservation.

باغبانی به کشاورزان در مورد بهترین روش های حفظ خاک توصیه می کند.

The horticulturalist is passionate about promoting sustainable gardening practices.

باغبانی مشتاق ترویج روش های باغبانی پایدار است.

The horticulturalist's expertise lies in growing exotic fruits in a controlled environment.

تخصص باغبانی در پرورش میوه های استوایی در یک محیط کنترل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید