hospitalizations

[ایالات متحده]/ˌhɒspɪtəlaɪ'zeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌhɑspɪtlɪˈzeʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پذیرش در بیمارستان برای درمان پزشکی؛ دریافت مراقبت پزشکی در حین اقامت در بیمارستان.

عبارات و ترکیب‌ها

hospitalization insurance

بیمه بستری

جملات نمونه

Results:The hospitalization infection was relative to the drugs of chemiotherapy,the time of hospitalization and the white blood cell count.

نتایج: عفونت بستری در بیمارستان مربوط به داروها، مدت زمان بستری و تعداد گلبول‌های سفید بود.

Sasse said, "The interleukin is more toxic and needs hospitalization for its administration.

ساس گفت: «اینترلوکین سمی‌تر است و برای تجویز آن نیاز به بستری در بیمارستان دارد.

The patient required hospitalization for further treatment.

بیمار برای ادامه درمان به بستری در بیمارستان نیاز داشت.

Hospitalization rates have increased due to the recent outbreak.

نرخ بستری در بیمارستان به دلیل شیوع اخیر افزایش یافته است.

The doctor recommended hospitalization to monitor the patient's condition closely.

پزشک بستری در بیمارستان را برای نظارت دقیق بر وضعیت بیمار توصیه کرد.

She underwent hospitalization after the surgery.

او پس از جراحی بستری در بیمارستان شد.

The insurance covers the cost of hospitalization.

بیمه هزینه بستری در بیمارستان را پوشش می‌دهد.

His hospitalization lasted for two weeks.

بستری او دو هفته طول کشید.

Hospitalization can be stressful for both the patient and their family.

بستری در بیمارستان می‌تواند هم برای بیمار و هم برای خانواده‌اش استرس‌زا باشد.

The hospital provides quality care during hospitalization.

بیمارستان در طول بستری مراقبت‌های باکیفیت ارائه می‌دهد.

She was discharged after a week of hospitalization.

او پس از یک هفته بستری در بیمارستان ترخیص شد.

Hospitalization may be necessary for severe cases of illness.

بستری در بیمارستان ممکن است در موارد شدید بیماری ضروری باشد.

نمونه‌های واقعی

Most of the deaths happened within three days of hospitalization.

اکثر مرگ‌ها در عرض سه روز پس از بستری شدن رخ داد.

منبع: VOA Special English Health

Over time, this can lead to exhaustion, and require hospitalization.

با گذشت زمان، این موضوع می‌تواند منجر به خستگی و نیاز به بستری شدن شود.

منبع: Osmosis - Microorganisms

He's proposed using involuntary hospitalization in some cases to do that.

او پیشنهاد کرده است که در برخی موارد از بستری اجباری برای انجام این کار استفاده شود.

منبع: NPR News May 2023 Collection

I really didn't receive a definite diagnosis until my most recent hospitalization, which is schizoaffective, bipolar type.

من تا زمان بستری شدن اخیرم تشخیص قطعی دریافت نکردم که اسکیزوآفکتیو، نوع دوقطبی است.

منبع: PBS Interview Education Series

As a result of the bus accident, she experienced life-long health complications and endured many hospitalizations.

در نتیجه حادثه اتوبوس، او دچار عوارض طولانی مدت سلامتی شد و بارها بستری شد.

منبع: TED-Ed (video version)

Officials in Arizona say COVID-19 hospitalizations and confirmed new cases continue to drop in the state.

مقامات آریزونا می‌گویند بستری شدن و موارد جدید تأیید شده COVID-19 در ایالت همچنان در حال کاهش است.

منبع: CRI Online February 2021 Collection

Now, these hospitalizations are down to 124,000 per day.

اکنون، بستری‌ها به 124000 نفر در روز کاهش یافته است.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

And lifelong hospitalization isn't as common these days.

و بستری طولانی مدت امروزه به اندازه گذشته رایج نیست.

منبع: Simple Psychology

Infections and hospitalizations have started to rise in Europe.

عفونت‌ها و بستری‌ها در اروپا شروع به افزایش کرده است.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American April 2022 Collection

Rising hospitalizations have put pressure on the health system.

افزایش بستری‌ها فشار زیادی به سیستم بهداشت وارد کرده است.

منبع: VOA Special January 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید