hotpoint

[ایالات متحده]/ˈhɒt.pɔɪnt/
[بریتانیا]/ˈhɑːt.pɔɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نقطه اصطکاک یا تماس که در آن گرمای بیش از حد تولید می‌شود؛ یک موقعیت خاص یا منطقه با اهمیت، فعالیت یا بحث زیاد؛ یک برند از وسایل و تجهیزات خانگی
شکل‌های واژه
جمعhotpoints

عبارات و ترکیب‌ها

hotpoint stove

ریسیپ رویی هاتポイント

hotpoint refrigerator

یخچال هاتポイント

hotpoint washing machine

ماشین لباس‌شستن هاتポイント

hotpoint dryer

پرتو گرم هاتポイント

hotpoint dishwasher

شستن لباس‌های شویی هاتポイント

hotpoint appliance

دستگاه هاتポイント

hotpoint brand

برند هاتポイント

hotpoint kitchen

آشپزخانه هاتポイント

hotpoint repair

تعمیر هاتポイント

hotpoint service

خدمت هاتポイント

جملات نمونه

the hotpoint refrigerator keeps our food fresh all week long.

ماشین لباس‌شویی هات‌پوینت ما غذای ما را تمام هفته تازه نگه می‌دارد.

i bought a new hotpoint washing machine for my apartment.

من یک ماشین لباس‌شویی جدید هات‌پوینت برای آپارتمان من خریداری کردم.

hotpoint appliances are known for their durability and reliability.

دستگاه‌های هات‌پوینت به دلیل مقاومت و اطمینان‌بخش بودن آن‌ها معروف هستند.

the hotpoint dryer has multiple settings for different fabrics.

ماشین خشک‌کن هات‌پوینت تنظیمات چندگانه‌ای برای پارچه‌های مختلف دارد.

our kitchen features a complete set of hotpoint appliances.

آشپزخانه ما دارای یک مجموعه کامل از دستگاه‌های هات‌پوینت است.

hotpoint offers a five-year warranty on all their products.

هات‌پوینت گارانتی پنج ساله برای تمامی محصولات خود ارائه می‌دهد.

the technician repaired our hotpoint dishwasher quickly.

تکنسیونیس ماشین‌های هات‌پوینت ما را به سرعت تعمیر کرد.

i'm looking at hotpoint models online before visiting the store.

من قبل از بازدید از فروشگاه، مدل‌های هات‌پوینت را آنلاین می‌بینم.

hotpoint's energy-efficient washers save water and electricity.

ماشین‌های لباس‌شویی کارآیی انرژی هات‌پوینت آب و برق را صرفه‌جویی می‌کنند.

the stainless steel hotpoint stove matches our kitchen decor.

رانچه‌های فولادی هات‌پوینت با دکوراسیون آشپزخانه ما مطابقت دارد.

hotpoint customer service helped me choose the right refrigerator.

خدمت مشتری هات‌پوینت به من کمک کرد تا مدل مناسب یخچال انتخاب کنم.

installation of our new hotpoint oven was completed yesterday.

نصب فر نوآور هات‌پوینت ما دیروز کامل شد.

the hotpoint series includes refrigerators, washers, and dishwashers.

سری هات‌پوینت شامل یخچال‌ها، ماشین‌های لباس‌شویی و ماشین‌های بشکر است.

we rely on our hotpoint microwave for quick meals every day.

ما به ماشین گرم‌کن هات‌پوینت خود برای غذاهای سریع در هر روز وابسته‌ایم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید