hughese

[ایالات متحده]/hjuːʒ/
[بریتانیا]/hjuːʒ/

ترجمه

n. یک واژه گونه‌ای یا منطقه‌ای؛ می‌تواند به یک نام شخصی یا نام محلی اشاره کند.
شکل‌های واژه
جمعhugheses

جملات نمونه

hughese is a talented musician who plays multiple instruments.

هوجس یک موسیقی‌دان ماهر است که چند ابزار موسیقی را اجرا می‌کند.

many fans admire hughese's unique singing style.

بسیاری از معجبان سبک خاص خواندن هوجس را دوست دارند.

the hughese family has lived in this town for generations.

خانواده هوجس در این شهر به مدت چند نسل زندگی می‌کنند.

hughese released a new album last month that topped the charts.

هوجس ماه گذشته یک آلبوم جدید را منتشر کرد که در چارت‌ها بالاترین رتبه را کسب کرد.

critics praise hughese's innovative approach to classical music.

بازیگران از رویکرد نوآورانه هوجس در موسیقی کلاسیک تحسین می‌کنند.

hughese often collaborates with other artists from around the world.

هوجس اغلب با هنرمندان دیگر از سراسر جهان همکاری می‌کند.

the hughese foundation supports young musicians in need.

بنیاد هوجس به موسیقی‌دانان جوانی که نیاز دارند کمک می‌کند.

hughese's concerts are always sold out weeks in advance.

کنسرت‌های هوجس همیشه چند هفته پیش از شروع فروش‌رفته‌اند.

hughese learned to play piano before she could read.

هوجس قبل از اینکه بتواند بخواند، یاد گرفت پیانو بچسبد.

everyone who meets hughese remembers her warm smile.

همه‌ای که با هوجس آشنا می‌شوند، لبخند گرم او را به خاطر می‌آورند.

hughese's latest song has been streamed millions of times.

آخرین آهنگ هوجس میلیون‌ها بار پخش شده است.

the museum featured an exhibition on hughese's artistic journey.

موزه یک نمایشگاهی درباره سفر هنری هوجس برگزار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید