hunan

[ایالات متحده]/ˈhuːnɑːn/
[بریتانیا]/ˈhuːnæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک استان در مرکز-جنوب چین، واقع در میانه‌های رود یانگ‌تسه
Word Forms
جمعhunans

عبارات و ترکیب‌ها

hunan cuisine

آشپزی هونان

hunan province

استان هونان

hunan culture

فرهنگ هونان

hunan people

مردم هونان

hunan river

رودخانه هونان

hunan tea

چای هونان

hunan art

هنر هونان

hunan history

تاریخ هونان

hunan festivals

جشنواره‌های هونان

hunan music

موسیقی هونان

جملات نمونه

hunan cuisine is known for its bold flavors.

غذاهای hunan به خاطر طعم‌های قوی و جسورانه معروف است.

many tourists visit hunan for its beautiful landscapes.

بسیاری از گردشگران به دلیل مناظر زیبایش از hunan بازدید می‌کنند.

hunan is famous for its spicy food.

hunan به دلیل غذاهای تندش مشهور است.

the people of hunan are known for their hospitality.

مردم hunan به خاطر مهمان‌نوازی‌شان معروف هستند.

hunan has a rich cultural heritage.

hunan دارای میراث فرهنگی غنی است.

we should try hunan-style hot pot tonight.

باید امشب غذای داغ به سبک hunan را امتحان کنیم.

hunan's natural beauty attracts many photographers.

زیبایی طبیعی hunan بسیاری از عکاسان را جذب می‌کند.

there are many historical sites in hunan.

آثار تاریخی زیادی در hunan وجود دارد.

hunan is home to several ethnic minorities.

hunan خانه چندین اقلیت قومی است.

learning about hunan's history is fascinating.

آشنایی با تاریخ hunan جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید