huntresses

[ایالات متحده]/ˈhʌntrəsɪz/
[بریتانیا]/ˈhʌntrəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکارچیان ماده؛ اسب‌های شکار ماده

عبارات و ترکیب‌ها

fearless huntresses

شکارچیان بی‌بدیل

skilled huntresses

شکارچیان ماهر

brave huntresses

شکارچیان دلیر

mighty huntresses

شکارچیان قدرتمند

elusive huntresses

شکارچیان گریزان

legendary huntresses

شکارچیان افسانه‌ای

ancient huntresses

شکارچیان باستانی

fierce huntresses

شکارچیان خشمگین

swift huntresses

شکارچیان چابک

wise huntresses

شکارچیان خردمند

جملات نمونه

the huntresses ventured into the forest at dawn.

شکارچیان در سپیده دم به جنگل ماجراجویی کردند.

many huntresses train rigorously to improve their skills.

بسیاری از شکارچیان به طور جدی برای بهبود مهارت های خود آموزش می بینند.

huntresses often work in teams to track their prey.

شکارچیان اغلب به صورت تیمی برای ردیابی طعمه خود کار می کنند.

the huntresses shared their stories around the campfire.

شکارچیان داستان های خود را در کنار آتش تعریف کردند.

huntresses rely on their instincts and experience.

شکارچیان به غرایز و تجربه خود متکی هستند.

in ancient times, huntresses were revered for their skills.

در زمان های قدیم، شکارچیان به خاطر مهارت هایشان مورد احترام بودند.

the huntresses prepared their gear before the expedition.

شکارچیان قبل از سفر تجهیزات خود را آماده کردند.

huntresses often face challenges in the wild.

شکارچیان اغلب با چالش ها در طبیعت روبرو می شوند.

the legend spoke of brave huntresses who protected their village.

افسانه از شکارچیان شجاعی صحبت کرد که از روستای خود محافظت کردند.

huntresses are known for their agility and precision.

شکارچیان به دلیل چابکی و دقت خود شناخته می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید