hybridoma

[ایالات متحده]/haɪbrɪˈdəʊmə/
[بریتانیا]/haɪbrɪˈdoʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (سلول‌های ناشی از ادغام) سلول هیبرید، تومور هیبرید
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hybridoma technology

فناوری هیبریدوما

hybridoma cell

سلول هیبریدوما

hybridoma production

تولید هیبریدوما

hybridoma antibodies

آنتی‌بادی‌های هیبریدوما

hybridoma screening

غربالگری هیبریدوما

hybridoma fusion

ادغام هیبریدوما

hybridoma lines

خطوط هیبریدوما

hybridoma research

تحقیقات هیبریدوما

hybridoma assays

آزمایش‌های هیبریدوما

hybridoma therapy

درمان هیبریدوما

جملات نمونه

the hybridoma technology is widely used in research.

فناوری هیبریدوما به طور گسترده در تحقیقات استفاده می شود.

scientists create hybridomas to produce monoclonal antibodies.

دانشمندان هیبریدوماها را برای تولید آنتی بادی مونوکلونال ایجاد می کنند.

hybridomas can be used for cancer diagnosis.

می‌توان از هیبریدوماها برای تشخیص سرطان استفاده کرد.

research on hybridomas has advanced significantly.

تحقیقات در مورد هیبریدوماها به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

hybridoma cells are essential for immunology studies.

سلول‌های هیبریدوما برای مطالعات ایمونولوژی ضروری هستند.

the process of creating hybridomas involves cell fusion.

فرآیند ایجاد هیبریدوماها شامل همجوشی سلولی می شود.

hybridomas can produce large quantities of antibodies.

هیبریدوماها می توانند مقادیر زیادی آنتی بادی تولید کنند.

many vaccines are developed using hybridoma technology.

واکسن های زیادی با استفاده از فناوری هیبریدوما توسعه می یابند.

hybridomas are a key tool in therapeutic antibody development.

هیبریدوماها یک ابزار کلیدی در توسعه آنتی بادی درمانی هستند.

the efficiency of hybridoma production can vary.

راندمان تولید هیبریدوما می تواند متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید