hydatid

[ایالات متحده]/ˈhaɪdəˌtɪd/
[بریتانیا]/ˈhaɪdəˌtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساختار کیستیک که توسط برخی عفونت‌های انگلی تشکیل می‌شود؛ مرحله لارو یک کدو قیمه
Word Forms
جمعhydatids

عبارات و ترکیب‌ها

hydatid cyst

کیست هیداتید

hydatid disease

بیماری هیداتید

hydatid infection

عفونت هیداتید

hydatid tapeworm

کرم هیداتید

hydatid liver

کبد هیداتید

hydatid treatment

درمان هیداتید

hydatid fluid

مایع هیداتید

hydatid removal

برداشتن هیداتید

hydatid transmission

انتقال هیداتید

hydatid prevention

جلوگیری از هیداتید

جملات نمونه

hydatid cysts can develop in various organs.

کیست‌های هیداتید می‌توانند در اندام‌های مختلف ایجاد شوند.

doctors often diagnose hydatid disease through imaging.

پزشکان اغلب بیماری هیداتید را از طریق تصویربرداری تشخیص می‌دهند.

hydatid infections are caused by tapeworms.

عفونت‌های هیداتید توسط کرم‌های نواری ایجاد می‌شوند.

treatment for hydatid disease may involve surgery.

درمان بیماری هیداتید ممکن است شامل جراحی باشد.

preventing hydatid disease requires good hygiene practices.

جلوگیری از بیماری هیداتید نیاز به رعایت بهداشت خوب دارد.

hydatid cysts can lead to serious health complications.

کیست‌های هیداتید می‌توانند منجر به عوارض جدی سلامتی شوند.

in some regions, hydatid disease is endemic.

در برخی مناطق، بیماری هیداتید بومی است.

hydatid disease is more common in livestock.

بیماری هیداتید در دام‌ها بیشتر شایع است.

hydatid cysts can be asymptomatic for years.

کیست‌های هیداتید می‌توانند سال‌ها بدون علامت باشند.

research is ongoing to understand hydatid disease better.

تحقیقات برای درک بهتر بیماری هیداتید ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید