hydroids

[ایالات متحده]/ˈhaɪdrɔɪd/
[بریتانیا]/ˈhaɪdrɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ارگانیسم کوچک آبی مرتبط با مدوزا
adj. مربوط به یا شبیه به هیدروئید

عبارات و ترکیب‌ها

hydroid colony

کلونی هیدروئید

hydroid structure

ساختار هیدروئید

hydroid species

گونه هیدروئید

hydroid polyp

پولیپ هیدروئید

hydroid form

فرم هیدروئید

hydroid growth

رشد هیدروئید

hydroid network

شبکه هیدروئید

hydroid habitat

زیستگاه هیدروئید

hydroid reproduction

تولید مثل هیدروئید

hydroid morphology

مورفولوژی هیدروئید

جملات نمونه

hydroids are fascinating creatures found in marine environments.

هیدروئیدها موجوداتی جذاب هستند که در محیط‌های دریایی یافت می‌شوند.

many hydroids form colonies that resemble plants.

بسیاری از هیدروئیدها ستون‌هایی را تشکیل می‌دهند که شبیه گیاهان هستند.

hydroids can be important indicators of water quality.

هیدروئیدها می‌توانند نشانگرهای مهم کیفیت آب باشند.

some species of hydroids are known to sting.

برخی از گونه‌های هیدروئیدها به گزش معروف هستند.

researchers study hydroids to understand their ecological roles.

محققان هیدروئیدها را برای درک نقش‌های اکولوژیکی آنها مطالعه می‌کنند.

hydroids can reproduce both sexually and asexually.

هیدروئیدها می‌توانند هم به صورت جنسی و هم غیرجنسی تولید مثل کنند.

the life cycle of hydroids is complex and interesting.

چرخه زندگی هیدروئیدها پیچیده و جالب است.

some hydroids are bioluminescent and glow in the dark.

برخی از هیدروئیدها دارای ویژگی خودنور هستند و در تاریکی می‌درخشند.

hydroids often attach themselves to rocks or other surfaces.

هیدروئیدها اغلب به صخره‌ها یا سایر سطوح متصل می‌شوند.

understanding hydroids can help in marine conservation efforts.

درک هیدروئیدها می‌تواند به تلاش‌های حفاظت از دریا کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید