hydrolase

[ایالات متحده]/ˈhaɪdrəleɪz/
[بریتانیا]/ˈhaɪdrəleɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آنزیمی که کاتالیز می‌کند هیدرولیز یک پیوند شیمیایی

عبارات و ترکیب‌ها

acid hydrolase

هیدرولاز اسیدی

alkaline hydrolase

هیدرولاز قلیایی

serine hydrolase

هیدرولاز سرین

lipid hydrolase

هیدرولاز لیپیدی

glycoside hydrolase

گلیکوزید هیدرولاز

protease hydrolase

هیدرولاز پروتئاز

nucleotide hydrolase

هیدرولاز نوکلئوتیدی

carboxyl hydrolase

هیدرولاز کربوکسیل

phosphoric hydrolase

هیدرولاز فسفوری

glucosidase hydrolase

هیدرولاز گلوکوسیداز

جملات نمونه

hydrolase enzymes play a crucial role in digestion.

آنزیم‌های هیدرولاز نقش حیاتی در هضم ایفا می‌کنند.

researchers are studying the mechanisms of hydrolase activity.

محققان در حال بررسی مکانیسم‌های فعالیت هیدرولاز هستند.

hydrolase can break down complex molecules into simpler ones.

هیدرولاز می‌تواند مولکول‌های پیچیده را به مولکول‌های ساده‌تر تجزیه کند.

many hydrolase enzymes are found in the human body.

بسیاری از آنزیم‌های هیدرولاز در بدن انسان یافت می‌شوند.

hydrolase activity is essential for metabolic processes.

فعالیت هیدرولاز برای فرآیندهای متابولیک ضروری است.

scientists are isolating specific hydrolase for further studies.

دانشمندان هیدرولازهای خاص را برای مطالعات بیشتر جدا می‌کنند.

hydrolase can help in the breakdown of toxins.

هیدرولاز می‌تواند به تجزیه سموم کمک کند.

understanding hydrolase functions can lead to new therapies.

درک عملکردهای هیدرولاز می‌تواند منجر به درمان‌های جدید شود.

hydrolase enzymes are used in various industrial applications.

آنزیم‌های هیدرولاز در کاربردهای صنعتی مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند.

some hydrolase enzymes require specific cofactors to function.

برخی از آنزیم‌های هیدرولاز برای عملکرد به کوفاکتورهای خاص نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید