hydrothoraxes

[ایالات متحده]/ˌhaɪdrəʊˈθɔːræksiːz/
[بریتانیا]/ˌhaɪdroʊˈθɔrəˌksiːz/

ترجمه

n. تجمع مایع در حفره پلورال؛ افیوژن پلورال

عبارات و ترکیب‌ها

diagnosing hydrothoraxes

تشخیص هیدروتورس

treating hydrothoraxes

درمان هیدروتورس

hydrothoraxes complications

عوارض هیدروتورس

hydrothoraxes management

مدیریت هیدروتورس

hydrothoraxes symptoms

علائم هیدروتورس

hydrothoraxes causes

علت های هیدروتورس

hydrothoraxes diagnosis

تشخیص هیدروتورس

hydrothoraxes treatment

درمان هیدروتورس

hydrothoraxes risk

خطر هیدروتورس

hydrothoraxes evaluation

ارزیابی هیدروتورس

جملات نمونه

the patient was diagnosed with multiple hydrothoraxes.

بیمار به دلیل وجود هیدروتورس متعدد تشخیص داده شد.

hydrothoraxes can lead to respiratory difficulties.

هیدروتورس می تواند منجر به مشکلات تنفسی شود.

treatment for hydrothoraxes often involves drainage.

درمان هیدروتورس اغلب شامل تخلیه می شود.

doctors monitor patients for signs of hydrothoraxes.

پزشکان بیماران را برای علائم هیدروتورس تحت نظر دارند.

hydrothoraxes may require hospitalization for management.

ممکن است هیدروتورس برای مدیریت نیاز به بستری در بیمارستان داشته باشد.

complications from hydrothoraxes can be serious.

عوارض ناشی از هیدروتورس می تواند جدی باشد.

hydrothoraxes are often detected through imaging studies.

هیدروتورس اغلب از طریق مطالعات تصویربرداری تشخیص داده می شود.

patients with hydrothoraxes may experience chest pain.

بیماران مبتلا به هیدروتورس ممکن است درد قفسه سینه را تجربه کنند.

hydrothoraxes can be caused by infections or tumors.

هیدروتورس می تواند ناشی از عفونت یا تومور باشد.

managing hydrothoraxes requires a multidisciplinary approach.

مدیریت هیدروتورس نیاز به یک رویکرد چند رشته ای دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید