hygienicss

[ایالات متحده]/haɪˈdʒiːnɪks/
[بریتانیا]/haɪˈdʒiːnɪks/

ترجمه

n. علم سلامتی و تمیزی

عبارات و ترکیب‌ها

personal hygienics

بهداشت شخصی

food hygienics

بهداشت مواد غذایی

environmental hygienics

بهداشت محیط زیست

hygienics standards

استانداردهای بهداشتی

hygienics practices

روش های بهداشتی

hygienics education

آموزش بهداشت

hygienics products

محصولات بهداشتی

hygienics protocols

پروتکل های بهداشتی

hygienics guidelines

دستورالعمل های بهداشتی

hygienics measures

اقدامات بهداشتی

جملات نمونه

maintaining good hygienics is essential for health.

حفظ بهداشت مناسب برای سلامتی ضروری است.

hygienics practices can prevent the spread of diseases.

اجرای اصول بهداشتی می‌تواند از گسترش بیماری‌ها جلوگیری کند.

proper hygienics in the kitchen is crucial for food safety.

بهداشت مناسب در آشپزخانه برای ایمنی غذا بسیار مهم است.

schools should teach students about personal hygienics.

مدارس باید به دانش‌آموزان در مورد بهداشت شخصی آموزش دهند.

hygienics includes regular hand washing and cleanliness.

بهداشت شامل شستشوی منظم دست‌ها و نظافت است.

good hygienics can improve overall well-being.

بهداشت مناسب می‌تواند باعث بهبود کلی سلامتی شود.

public places must enforce strict hygienics standards.

مکان‌های عمومی باید استانداردهای بهداشتی سختگیرانه را اجرا کنند.

hygienics is important in healthcare settings.

بهداشت در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی مهم است.

understanding hygienics can lead to a healthier lifestyle.

درک بهداشت می‌تواند منجر به یک سبک زندگی سالم‌تر شود.

regularly reviewing hygienics can help avoid infections.

بررسی منظم بهداشت می‌تواند به جلوگیری از عفونت‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید