hymned

[ایالات متحده]/hɪm(d)/
[بریتانیا]/hɪm(d)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سرود خواندن
vi. ستایش کردن
n. سرود ستایش

عبارات و ترکیب‌ها

hymned praises

سرود تحسین

hymned songs

سرود آوازها

hymned glory

سرود شکوه

hymned beauty

سرود زیبایی

hymned love

سرود عشق

hymned joy

سرود شادی

hymned hope

سرود امید

hymned truth

سرود حقیقت

hymned faith

سرود ایمان

hymned spirit

سرود روح

جملات نمونه

many cultures have hymned the beauty of nature.

فرهنگ‌های بسیاری زیبایی طبیعت را ستوده‌اند.

the poet hymned the joys of love in his latest work.

شاعر، شادی‌های عشق را در آخرین اثر خود سرود.

she hymned the praises of her hometown in her speech.

او در سخنرانی خود، از شهردار خود تجلیل کرد.

they hymned together during the community gathering.

آنها در گردهمایی محلی با هم سرودند.

the choir hymned a beautiful melody at the concert.

کر، یک ملودی زیبا را در کنسرت سرود.

he hymned the virtues of hard work in his address.

او در سخنرانی خود، فضایل کار سخت را ستود.

the children hymned their favorite songs during the festival.

کودکان در طول جشنواره، آهنگ‌های مورد علاقه خود را سرودند.

many have hymned the heroism of those who fought for freedom.

بسیاری قهرمانی کسانی را که برای آزادی جنگیدند، ستوده‌اند.

she hymned the accomplishments of her team after winning the championship.

او پس از برنده شدن در مسابقات، دستاوردهای تیم خود را ستود.

the artist hymned the struggles of the common people in his paintings.

هنرمند، مبارزات مردم عادی را در نقاشی‌های خود به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید