hyperalgesia

[ایالات متحده]/ˌhaɪpərælˈdʒiːziə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərælˈdʒiːziə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افزایش حساسیت به درد

عبارات و ترکیب‌ها

chronic hyperalgesia

بیش‌حساسیت مزمن

acute hyperalgesia

بیش‌حساسیت حاد

hyperalgesia response

پاسخ بیش‌حساسیتی

hyperalgesia syndrome

سندرم بیش‌حساسیتی

central hyperalgesia

بیش‌حساسیتی مرکزی

peripheral hyperalgesia

بیش‌حساسیتی محیطی

hyperalgesia mechanism

مکانیسم بیش‌حساسیتی

hyperalgesia treatment

درمان بیش‌حساسیتی

hyperalgesia assessment

ارزیابی بیش‌حساسیتی

hyperalgesia threshold

آستانه بیش‌حساسیتی

جملات نمونه

patients with hyperalgesia may experience heightened pain sensitivity.

بیماران مبتلا به هایپرآلژزی ممکن است حساسیت درد بیشتری را تجربه کنند.

hyperalgesia can occur after an injury or surgery.

هایپرآلژزی می‌تواند پس از آسیب یا جراحی رخ دهد.

research is being conducted to understand the mechanisms of hyperalgesia.

تحقیقات برای درک مکانیسم های هایپرآلژزی در حال انجام است.

chronic pain conditions often involve hyperalgesia.

شرایط درد مزمن اغلب شامل هایپرآلژزی می شود.

treatments for hyperalgesia include medication and therapy.

درمان های هایپرآلژزی شامل دارو و درمان است.

hyperalgesia can complicate the management of pain.

هایپرآلژزی می تواند مدیریت درد را پیچیده کند.

understanding hyperalgesia is crucial for effective pain relief.

درک هایپرآلژزی برای تسکین درد موثر بسیار مهم است.

some patients report hyperalgesia after opioid use.

برخی از بیماران پس از مصرف داروهای افیونی هایپرآلژزی گزارش می دهند.

hyperalgesia can be a side effect of certain medications.

هایپرآلژزی می تواند یک عارضه جانبی برخی داروها باشد.

identifying hyperalgesia can help tailor pain management strategies.

تشخیص هایپرآلژزی می تواند به تنظیم استراتژی های مدیریت درد کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید