hyperlipoidemia

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəlɪpɪˈdiːmiə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərlɪpɪˈdiːmiə/

ترجمه

n. یک حالت پزشکی که با سطح غیرطبیعی بالای لیپیدها (چربی‌ها) در خون مشخص می‌شود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

hyperlipidemia is a major risk factor for cardiovascular disease.

هیپرلیپیدمی یک عامل خطر اصلی برای بیماری‌های قلبی-عروقی است.

patients with hyperlipidemia often need to modify their diet.

بیماران مبتلا به هیپرلیپیدمی اغلب نیاز به تغییر رژیم غذایی خود دارند.

the doctor prescribed medication to treat his hyperlipidemia.

پزشک دارویی را برای درمان هیپرلیپیدمی او پیشنهاد داد.

regular exercise can help manage hyperlipidemia.

ورزش منظم می‌تواند در کنترل هیپرلیپیدمی کمک کند.

genetic factors can contribute to familial hyperlipidemia.

عوامل ژنتیکی می‌توانند در ایجاد هیپرلیپیدمی خانوادگی نقش داشته باشند.

hyperlipidemia screening is recommended for adults over 40.

بررسی هیپرلیپیدمی برای افراد بالای ۴۰ سال توصیه می‌شود.

statins are commonly prescribed for hyperlipidemia.

استاتین‌ها معمولاً برای درمان هیپرلیپیدمی تجویز می‌شوند.

lifestyle changes are the first line of treatment for hyperlipidemia.

تغییرات سبک زندگی اولین روش درمان هیپرلیپیدمی است.

hyperlipidemia can lead to atherosclerosis if left untreated.

اگر هیپرلیپیدمی درمان نشود، می‌تواند منجر به آرتریوسکروز شود.

diet high in saturated fats may cause hyperlipidemia.

رژیم غذایی غنی از چربی‌های اشباعی ممکن است باعث هیپرلیپیدمی شود.

obesity is closely associated with hyperlipidemia.

چاقی با هیپرلیپیدمی ارتباط نزدیکی دارد.

the blood test showed elevated cholesterol levels indicating hyperlipidemia.

آزمایش خون سطح کلسترول را نشان داد که نشان‌دهنده هیپرلیپیدمی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید