hypermotility

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈməʊtɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərməˈtɪlɪti/

ترجمه

n. حرکات بیش از حد معده یا روده‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hypermotility syndrome

سندرم هایپرموتیلیتی

hypermotility disorder

اختلال هایپرموتیلیتی

hypermotility symptoms

علائم هایپرموتیلیتی

hypermotility condition

وضعیت هایپرموتیلیتی

hypermotility response

واکنش هایپرموتیلیتی

hypermotility episode

حلقه هایپرموتیلیتی

hypermotility treatment

درمان هایپرموتیلیتی

hypermotility causes

علت هایپرموتیلیتی

hypermotility effects

اثرات هایپرموتیلیتی

hypermotility factors

عوامل هایپرموتیلیتی

جملات نمونه

hypermotility can lead to digestive issues.

بیش فعالی می‌تواند منجر به مشکلات گوارشی شود.

patients with hypermotility often experience abdominal pain.

بیماران مبتلا به بیش‌فعالی اغلب دچار درد شکم می‌شوند.

hypermotility is a common symptom in certain gastrointestinal disorders.

بیش‌فعالی یک علامت شایع در برخی از اختلالات دستگاه گوارش است.

managing hypermotility requires a careful diet.

کنترل بیش‌فعالی نیاز به یک رژیم غذایی مراقبتی دارد.

hypermotility can be caused by stress and anxiety.

بیش‌فعالی می‌تواند ناشی از استرس و اضطراب باشد.

doctors may prescribe medication to control hypermotility.

پزشکان ممکن است دارویی برای کنترل بیش‌فعالی تجویز کنند.

hypermotility may result in frequent bowel movements.

بیش‌فعالی ممکن است باعث دفعات زیاد مدفوع شود.

understanding hypermotility is important for effective treatment.

درک بیش‌فعالی برای درمان مؤثر مهم است.

hypermotility can disrupt normal digestive processes.

بیش‌فعالی می‌تواند فرآیندهای گوارشی طبیعی را مختل کند.

research is ongoing to better understand hypermotility.

تحقیقات برای درک بهتر بیش‌فعالی ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید