hyperploidy

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈplɔɪdi/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərˈplɔɪdi/

ترجمه

n. وضعیت داشتن تعداد بیشتری از کروموزوم‌ها نسبت به حالت عادی

عبارات و ترکیب‌ها

hyperploidy detection

تشخیص هایپرپلویدی

hyperploidy analysis

تجزیه و تحلیل هایپرپلویدی

hyperploidy screening

غربالگری هایپرپلویدی

hyperploidy conditions

شرایط هایپرپلویدی

hyperploidy risks

خطرات هایپرپلویدی

hyperploidy treatment

درمان هایپرپلویدی

hyperploidy prevalence

شیوع هایپرپلویدی

hyperploidy features

ویژگی‌های هایپرپلویدی

hyperploidy implications

پیامدهای هایپرپلویدی

hyperploidy cases

موارد هایپرپلویدی

جملات نمونه

hyperploidy can lead to various genetic disorders.

پرپلیدیتی می‌تواند منجر به اختلالات ژنتیکی مختلف شود.

researchers are studying the effects of hyperploidy on cell division.

محققان در حال بررسی اثرات پرپلیدیتی بر تقسیم سلول هستند.

hyperploidy is often associated with cancer development.

پرپلیدیتی اغلب با رشد سرطان همراه است.

understanding hyperploidy may help in cancer treatment.

درک پرپلیدیتی ممکن است به درمان سرطان کمک کند.

hyperploidy can result in an imbalance of chromosomes.

پرپلیدیتی می‌تواند منجر به عدم تعادل کروموزوم‌ها شود.

the study of hyperploidy is crucial in genetics.

مطالعه پرپلیدیتی در ژنتیک بسیار مهم است.

hyperploidy can be detected through genetic testing.

می‌توان پرپلیدیتی را از طریق آزمایش ژنتیکی تشخیص داد.

many plants exhibit hyperploidy as a natural phenomenon.

گیاهان زیادی پرپلیدیتی را به عنوان یک پدیده طبیعی نشان می‌دهند.

hyperploidy may influence the evolution of certain species.

پرپلیدیتی ممکن است بر تکامل گونه‌های خاص تأثیر بگذارد.

scientists are exploring the role of hyperploidy in developmental biology.

دانشمندان نقش پرپلیدیتی را در زیست‌شناسی رشدی بررسی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید