hyperreflexia

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˌrɛfˈlɛksɪə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərˌrɛfˈlɛksiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واکنش‌های اغراق‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

hyperreflexia symptoms

علائم هایپررفلکسی

causes of hyperreflexia

علت های هایپررفلکسی

hyperreflexia diagnosis

تشخیص هایپررفلکسی

treatment for hyperreflexia

درمان هایپررفلکسی

hyperreflexia reflexes

رفلکس هایپررفلکسی

hyperreflexia assessment

ارزیابی هایپررفلکسی

hyperreflexia causes

علت های هایپررفلکسی

hyperreflexia management

مدیریت هایپررفلکسی

hyperreflexia testing

تست هایپررفلکسی

hyperreflexia evaluation

ارزیابی هایپررفلکسی

جملات نمونه

hyperreflexia can be a sign of neurological disorders.

هایپررفلکسی می‌تواند نشانه‌ای از اختلالات عصبی باشد.

patients with hyperreflexia often experience muscle spasms.

بیماران مبتلا به هایپررفلکسی اغلب دچار گرفتگی عضلانی می‌شوند.

hyperreflexia may occur after spinal cord injuries.

هایپررفلکسی ممکن است پس از آسیب‌های نخاعی رخ دهد.

doctors test for hyperreflexia during neurological exams.

پزشکان در طول معاینات عصبی برای هایپررفلکسی آزمایش می‌کنند.

hyperreflexia can lead to exaggerated reflex responses.

هایپررفلکسی می‌تواند منجر به پاسخ‌های رفلکسی اغراق‌آمیز شود.

identifying hyperreflexia is crucial for diagnosis.

تشخیص هایپررفلکسی برای تشخیص بسیار مهم است.

some medications can exacerbate hyperreflexia symptoms.

برخی داروها می‌توانند علائم هایپررفلکسی را تشدید کنند.

hyperreflexia is often associated with multiple sclerosis.

هایپررفلکسی اغلب با اسکلروز متعدد مرتبط است.

physical therapy may help manage hyperreflexia.

فیزیوتراپی ممکن است به مدیریت هایپررفلکسی کمک کند.

understanding hyperreflexia is important for patient care.

درک هایپررفلکسی برای مراقبت از بیمار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید