hypokalemia

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəʊkəˈliːmiə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpoʊkəˈlimiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود پتاسیم در خون
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

hypokalemia symptoms

علائم هیپوکالمی

hypokalemia treatment

درمان هیپوکالمی

hypokalemia causes

علت هیپوکالمی

hypokalemia management

مدیریت هیپوکالمی

hypokalemia diagnosis

تشخیص هیپوکالمی

hypokalemia risk

خطر هیپوکالمی

hypokalemia levels

سطح هیپوکالمی

hypokalemia effects

اثرات هیپوکالمی

hypokalemia prevention

جلوگیری از هیپوکالمی

hypokalemia complications

عوارض هیپوکالمی

جملات نمونه

hypokalemia can lead to muscle weakness.

کم‌کالیمیا می‌تواند منجر به ضعف عضلانی شود.

patients with hypokalemia often experience fatigue.

بیماران مبتلا به کم‌کالیمیا اغلب احساس خستگی می‌کنند.

it's important to monitor potassium levels to prevent hypokalemia.

نظارت بر سطح پتاسیم برای جلوگیری از کم‌کالیمیا مهم است.

hypokalemia may cause irregular heart rhythms.

کم‌کالیمیا ممکن است باعث ریتم قلب نامنظم شود.

dietary changes can help manage hypokalemia.

تغییرات رژیمی می‌تواند به مدیریت کم‌کالیمیا کمک کند.

severe hypokalemia requires immediate medical attention.

کم‌کالیمیا شدید نیاز به توجه فوری پزشکی دارد.

hypokalemia can be a side effect of certain medications.

کم‌کالیمیا می‌تواند یک عارضه جانبی برخی داروها باشد.

symptoms of hypokalemia include cramping and palpitations.

علائم کم‌کالیمیا شامل گرفتگی عضلات و تپش قلب است.

regular blood tests can help detect hypokalemia early.

آزمایشات خون منظم می‌تواند به تشخیص زودهنگام کم‌کالیمیا کمک کند.

hypokalemia is often treated with potassium supplements.

اغلب کم‌کالیمیا با مکمل‌های پتاسیم درمان می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید