hypolipidaemia

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəlɪpɪˈdiːmiə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpoʊlɪpɪˈdiːmiə/

ترجمه

n. یک حالت پزشکی که با سطح غیرطبیعی پایین لیپید (چربی) در خون مشخص می‌شود.

جملات نمونه

the new drug is effective for treating severe hypolipidaemia.

داروی جدید برای درمان هیپولیپیدمی شدید مؤثر است.

doctors diagnose hypolipidaemia through a series of blood tests.

پزشکان هیپولیپیدمی را از طریق مجموعه‌ای از آزمایش‌های خون تشخیص می‌دهند.

severe hypolipidaemia can lead to various health complications.

هیپولیپیدمی شدید می‌تواند منجر به عوارض سلامتی مختلف شود.

malnutrition is a primary cause of hypolipidaemia in children.

کمبود تغذیه علت اصلی هیپولیپیدمی در کودکان است.

patients should report symptoms of hypolipidaemia to their doctor.

بیماران باید علائم هیپولیپیدمی را به پزشک خود گزارش دهند.

research shows a link between hypolipidaemia and liver disease.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که ارتباطی بین هیپولیپیدمی و بیماری‌های کبدی وجود دارد.

managing hypolipidaemia requires dietary adjustments and monitoring.

مدیریت هیپولیپیدمی نیاز به تغییرات رژیم غذایی و نظارت دارد.

hyperthyroidism is often associated with secondary hypolipidaemia.

هیپر تیروئیدیسم اغلب با هیپولیپیدمی ثانویه مرتبط است.

clinical trials are investigating new treatments for hypolipidaemia.

آزمایش‌های بالینی در حال بررسی درمان‌های جدید برای هیپولیپیدمی هستند.

absorption disorders may result in acquired hypolipidaemia.

اختلالات جذب ممکن است منجر به هیپولیپیدمی اکتسابی شوند.

the patient was diagnosed with familial hypolipidaemia.

بیمار با هیپولیپیدمی خانوادگی تشخیص داده شد.

statistical data indicates a rise in hypolipidaemia cases.

داده‌های آماری افزایش موارد هیپولیپیدمی را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید