icehouse

[ایالات متحده]/ˈaɪshaʊs/
[بریتانیا]/ˈaɪshaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمان مورد استفاده برای ذخیره یخ؛ مکانی برای تولید یخ
Word Forms
جمعicehouses

عبارات و ترکیب‌ها

icehouse effect

اثر گلخانه‌ای

icehouse storage

ذخیره‌سازی گلخانه‌ای

icehouse model

مدل گلخانه‌ای

icehouse climate

آب و هوای گلخانه‌ای

icehouse design

طراحی گلخانه‌ای

icehouse facility

امکانات گلخانه‌ای

icehouse technology

فناوری گلخانه‌ای

icehouse industry

صنعت گلخانه‌ای

icehouse construction

ساخت و ساز گلخانه‌ای

icehouse management

مدیریت گلخانه‌ای

جملات نمونه

the icehouse is stocked with fresh fish for the summer.

خانه یخی با ماهی تازه برای تابستان پر شده است.

we visited the old icehouse on our trip to the coast.

ما خانه یخی قدیمی را در سفرمان به ساحل بازدید کردیم.

the icehouse was a vital part of the local fishing industry.

خانه یخی بخش مهمی از صنعت ماهیگیری محلی بود.

during the summer, the icehouse provides much-needed relief from the heat.

در طول تابستان، خانه یخی تسکین مورد نیاز از گرما را فراهم می کند.

they renovated the icehouse to serve as a community center.

آنها خانه یخی را بازسازی کردند تا به عنوان مرکز جامعه خدمت کند.

the icehouse was filled with blocks of ice for preservation.

خانه یخی با بلوک های یخ برای حفظ پر شده بود.

children love to play near the icehouse in the winter.

کودکان عاشق بازی در نزدیکی خانه یخی در زمستان هستند.

local historians often study the architecture of the icehouse.

تاریخنگاران محلی اغلب معماری خانه یخی را مطالعه می کنند.

we learned about the history of icehouses at the museum.

ما در مورد تاریخچه خانه های یخی در موزه یاد گرفتیم.

the icehouse helped keep food fresh before refrigeration was common.

خانه یخی به حفظ تازگی مواد غذایی قبل از رواج یخچال کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید