icetrays

[ایالات متحده]/ˈaɪs treɪz/
[بریتانیا]/ˈaɪs treɪz/

ترجمه

n. یک ظرف برای ساختن مکعب‌های یخ، معمولاً در داخل یخچال یافت می‌شود (فرم جمع icetray)

جملات نمونه

i filled the ice trays with water and put them in the freezer.

من یخ‌ها را با آب پر کردم و آن‌ها را در یخچال قرار دادم.

the plastic ice trays cracked when i tried to remove the ice cubes.

وقتی سعی کردم یخ‌های را خارج کنم، یخ‌ها در یخچال شکست.

she bought silicone ice trays with fun shapes for her kids.

او یخ‌ها را با شکل‌های جالب برای کودکان خرید.

we ran out of ice because the ice trays were still empty.

ما از یخ‌ها کم شدیم چون یخ‌ها هنوز خالی بودند.

the ice tray compartment in the refrigerator is not working properly.

قسمت یخ‌ها در یخچال به درستی کار نمی‌کند.

he stacked the ice trays on top of each other to save space.

او یخ‌ها را روی هم قرار داد تا فضای بیشتری صرف نکند.

i prefer ice trays with lids to prevent freezer burn.

من یخ‌ها را با پوشک‌هایی که از سوختن یخچال جلوگیری می‌کنند، ترجیح می‌دهم.

the ice cubes popped out easily from the flexible silicone trays.

یخ‌ها به راحتی از یخ‌ها با سیلیکون انعطاف‌پذیر خارج شدند.

she washed the ice trays before refilling them with fresh water.

او یخ‌ها را قبل از پر کردن آن‌ها با آب تازه شست.

the old ice trays produced oddly shaped ice cubes.

یخ‌های قدیمی شکل‌های غیرمعمولی تولید می‌کردند.

i need to buy new ice trays since these ones are cracked.

من نیاز دارم یخ‌های جدید بخرم چون این‌ها شکسته‌اند.

he forgot to close the freezer door and the ice trays didn't freeze.

او فراموش کرد در یخچال را ببندد و یخ‌ها یخ نمی‌زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید