ichor

[ایالات متحده]/ˈɪkə/
[بریتانیا]/ˈɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مایعی که مانند خون در رگ‌های خدایان جریان دارد؛ هر مایع آبی یا چرکی
Word Forms
جمعichors

عبارات و ترکیب‌ها

divine ichor

خون الهی

ichor flow

جریان خون

ichor of gods

خون خدایان

ichor essence

جوهر خون

golden ichor

خون طلایی

ichor river

رودخانه خون

ichor vessel

ظرف خون

ichor source

منبع خون

ichor magic

جادوی خون

ichor touch

لمس خون

جملات نمونه

in ancient myths, ichor was said to flow in the veins of the gods.

در اساطیر باستانی، گفته می‌شد که خون خدایان در رگ‌هایشان جریان دارد.

the ichor of the divine was believed to grant immortality.

گفته می‌شد که خون الهی جاودانگی را به ارمغان می‌آورد.

she described the ichor as a golden substance that glowed.

او آن را به عنوان ماده‌ای طلایی که می‌درخشید توصیف کرد.

in the story, the hero was blessed with ichor from the heavens.

در داستان، قهرمان با خونی از بهشت برکت داده شد.

the ichor seeped into the earth, bringing life to the barren land.

خون به درون زمین نفوذ کرد و زندگی را به سرزمین‌های بایر آورد.

legends speak of ichor as a source of great power.

افسانه ها از خون به عنوان منبع قدرت بزرگ صحبت می کنند.

the artist used ichor as inspiration for his latest painting.

هنرمند از خون الهام بخشید برای آخرین نقاشی خود.

many tales feature ichor as a magical element.

داستان های زیادی خون را به عنوان عنصری جادویی به تصویر می کشند.

he felt a surge of ichor coursing through his veins after the ritual.

او پس از مراسم، یک جریان خون را در رگ های خود احساس کرد.

the ancient text described the properties of ichor in detail.

متن باستانی خواص خون را به تفصیل شرح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید