icteric

[ایالات متحده]/ɪkˈtɛrɪk/
[بریتانیا]/ɪkˈtɛrɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده با زردی
n. درمانی برای زردی

عبارات و ترکیب‌ها

icteric condition

وضعیت زردی

icteric appearance

ظاهر زرد

icteric patient

بیمار مبتلا به زردی

icteric signs

علائم زردی

icteric symptoms

علائم و نشانه های زردی

icteric sclera

اسکلرای زرد

icteric urine

ادرار زرد

icteric skin

پوست زرد

icteric lesions

ضایعات زرد

icteric liver

کبد زرد

جملات نمونه

the patient presented with icteric symptoms.

بیمار با علائم زردی مراجعه کرد.

doctors often check for icteric skin in jaundice cases.

پزشکان اغلب پوست زرد در موارد زردی بررسی می‌کنند.

his icteric appearance raised concerns among the medical staff.

ظاهر زرد رنگ او نگرانی را در بین کارکنان پزشکی ایجاد کرد.

she was diagnosed with icteric hepatitis.

او به هپاتیت زرد مبتلا تشخیص داده شد.

icteric conditions can indicate underlying health issues.

شرایط زردی می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات سلامتی زمینه‌ای باشد.

monitoring icteric levels is crucial during treatment.

نظارت بر سطح زردی در طول درمان بسیار مهم است.

the icteric phase of the disease can be quite severe.

فاز زردی بیماری می‌تواند بسیار شدید باشد.

patients often feel fatigued when they are icteric.

بیماران اغلب احساس خستگی می‌کنند وقتی که زردی دارند.

he showed icteric signs after the liver function tests.

او پس از آزمایش‌های عملکرد کبد علائم زردی نشان داد.

identifying icteric features helps in diagnosis.

تشخیص ویژگی‌های زردی به تشخیص کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید