face identikits
ماسکهای چهره
identikits software
نرمافزار ایندنتیکیت
identikits images
تصاویر ایندنتیکیت
digital identikits
ایندنتیکیتهای دیجیتال
identikits system
سیستم ایندنتیکیت
identikits database
پایگاه داده ایندنتیکیت
identikits analysis
تجزیه و تحلیل ایندنتیکیت
identikits tools
ابزارهای ایندنتیکیت
custom identikits
ایندنتیکیتهای سفارشی
identikits features
ویژگیهای ایندنتیکیت
police used identikits to identify the suspect.
پلیس از سیستمهای شناسایی چهره برای شناسایی مظنون استفاده کردند.
the artist created several identikits of the missing person.
هنرمند چندین سیستم شناسایی چهره از شخص گمشده ایجاد کرد.
identikits can help witnesses recall details more clearly.
سیستمهای شناسایی چهره میتوانند به شاهدان کمک کنند تا جزئیات را به وضوح بیشتری به خاطر بسپارند.
the detective showed the identikits to the victims.
مامور پلیس سیستمهای شناسایی چهره را به قربانیان نشان داد.
using identikits, they managed to find the criminal.
با استفاده از سیستمهای شناسایی چهره، آنها موفق به یافتن مجرم شدند.
identikits are often used in criminal investigations.
سیستمهای شناسایی چهره اغلب در تحقیقات جنایی استفاده میشوند.
the identikits were displayed in the local newspaper.
سیستمهای شناسایی چهره در روزنامه محلی به نمایش درآمدند.
witnesses often struggle to create accurate identikits.
شاهدان اغلب برای ایجاد سیستمهای شناسایی چهره دقیق مشکل دارند.
identikits can vary significantly based on witness descriptions.
سیستمهای شناسایی چهره میتوانند بر اساس توضیحات شاهدان به طور قابل توجهی متفاوت باشند.
law enforcement relies heavily on identikits during investigations.
نیروی انتظامی به شدت در طول تحقیقات به سیستمهای شناسایی چهره متکی است.
face identikits
ماسکهای چهره
identikits software
نرمافزار ایندنتیکیت
identikits images
تصاویر ایندنتیکیت
digital identikits
ایندنتیکیتهای دیجیتال
identikits system
سیستم ایندنتیکیت
identikits database
پایگاه داده ایندنتیکیت
identikits analysis
تجزیه و تحلیل ایندنتیکیت
identikits tools
ابزارهای ایندنتیکیت
custom identikits
ایندنتیکیتهای سفارشی
identikits features
ویژگیهای ایندنتیکیت
police used identikits to identify the suspect.
پلیس از سیستمهای شناسایی چهره برای شناسایی مظنون استفاده کردند.
the artist created several identikits of the missing person.
هنرمند چندین سیستم شناسایی چهره از شخص گمشده ایجاد کرد.
identikits can help witnesses recall details more clearly.
سیستمهای شناسایی چهره میتوانند به شاهدان کمک کنند تا جزئیات را به وضوح بیشتری به خاطر بسپارند.
the detective showed the identikits to the victims.
مامور پلیس سیستمهای شناسایی چهره را به قربانیان نشان داد.
using identikits, they managed to find the criminal.
با استفاده از سیستمهای شناسایی چهره، آنها موفق به یافتن مجرم شدند.
identikits are often used in criminal investigations.
سیستمهای شناسایی چهره اغلب در تحقیقات جنایی استفاده میشوند.
the identikits were displayed in the local newspaper.
سیستمهای شناسایی چهره در روزنامه محلی به نمایش درآمدند.
witnesses often struggle to create accurate identikits.
شاهدان اغلب برای ایجاد سیستمهای شناسایی چهره دقیق مشکل دارند.
identikits can vary significantly based on witness descriptions.
سیستمهای شناسایی چهره میتوانند بر اساس توضیحات شاهدان به طور قابل توجهی متفاوت باشند.
law enforcement relies heavily on identikits during investigations.
نیروی انتظامی به شدت در طول تحقیقات به سیستمهای شناسایی چهره متکی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید