ileac

[ایالات متحده]/ˈaɪliæk/
[بریتانیا]/ˈaɪliæk/

ترجمه

adj. مربوط به ایلئوم یا مرتبط با انسداد روده

عبارات و ترکیب‌ها

ileac region

منطقه ایلیاک

ileac crest

تاج ایلیاک

ileac artery

شریان ایلیاک

ileac vein

ورید ایلیاک

ileac fossa

فرورفتگی ایلیاک

ileac pain

درد ایلیاک

ileac fold

تافت ایلیاک

ileac muscle

عضله ایلیاک

ileac ligament

رباط ایلیاک

ileac flush

قرمزی ایلیاک

جملات نمونه

he felt an ileac breeze on his face.

او نسیم خنک ایلیاکی را روی صورت خود احساس کرد.

the garden was filled with ileac flowers.

باغ پر از گل‌های ایلیاکی بود.

she wore an ileac dress to the party.

او یک لباس ایلیاکی به مهمانی پوشید.

we planted ileac bushes along the fence.

ما بوته‌های ایلیاکی را در امتداد حصار کاشتیم.

the ileac scent filled the air.

عطر ایلیاکی هوا را پر کرد.

they admired the ileac blossoms in spring.

آنها شکوفه‌های ایلیاکی را در بهار تحسین کردند.

her favorite color is ileac.

رنگ مورد علاقه او ایلیاکی است.

the ileac hue brightened the room.

رنگ ایلیاکی اتاق را روشن کرد.

he gifted her an ileac bouquet.

او یک دسته گل ایلیاکی به او هدیه داد.

the ileac sky signaled the end of the day.

آسمان ایلیاکی نشان دهنده پایان روز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید