immunochemical assay
آزمایش ایمونوشیمیایی
immunochemical analysis
تجزیه و تحلیل ایمونوشیمیایی
immunochemical technique
تکنیک ایمونوشیمیایی
immunochemical method
روش ایمونوشیمیایی
immunochemical reaction
واکنش ایمونوشیمیایی
immunochemical marker
نشانگر ایمونوشیمیایی
immunochemical study
مطالعه ایمونوشیمیایی
immunochemical detection
تشخیص ایمونوشیمیایی
immunochemical binding
اتصال ایمونوشیمیایی
immunochemical profiling
نمایه سازی ایمونوشیمیایی
the immunochemical analysis revealed significant results.
تحلیل ایمونوشیمیایی نتایج مهمی را نشان داد.
researchers are developing new immunochemical techniques.
محققان در حال توسعه تکنیک های ایمونوشیمیایی جدید هستند.
immunochemical staining is essential for tissue examination.
رنگ آمیزی ایمونوشیمیایی برای بررسی بافت ضروری است.
the lab used immunochemical methods to identify proteins.
آزمایشگاه از روش های ایمونوشیمیایی برای شناسایی پروتئین ها استفاده کرد.
immunochemical assays are widely used in diagnostics.
آزمایش های ایمونوشیمیایی به طور گسترده در تشخیص استفاده می شوند.
they published a paper on immunochemical reactions.
آنها مقاله ای در مورد واکنش های ایمونوشیمیایی منتشر کردند.
immunochemical techniques can improve disease detection.
تکنیک های ایمونوشیمیایی می توانند تشخیص بیماری را بهبود بخشند.
the immunochemical properties of the sample were analyzed.
خواص ایمونوشیمیایی نمونه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
she specializes in immunochemical research for cancer.
او در زمینه تحقیقات ایمونوشیمیایی برای سرطان تخصص دارد.
immunochemical markers are crucial for patient diagnosis.
نشانگرهای ایمونوشیمیایی برای تشخیص بیمار بسیار مهم هستند.
immunochemical assay
آزمایش ایمونوشیمیایی
immunochemical analysis
تجزیه و تحلیل ایمونوشیمیایی
immunochemical technique
تکنیک ایمونوشیمیایی
immunochemical method
روش ایمونوشیمیایی
immunochemical reaction
واکنش ایمونوشیمیایی
immunochemical marker
نشانگر ایمونوشیمیایی
immunochemical study
مطالعه ایمونوشیمیایی
immunochemical detection
تشخیص ایمونوشیمیایی
immunochemical binding
اتصال ایمونوشیمیایی
immunochemical profiling
نمایه سازی ایمونوشیمیایی
the immunochemical analysis revealed significant results.
تحلیل ایمونوشیمیایی نتایج مهمی را نشان داد.
researchers are developing new immunochemical techniques.
محققان در حال توسعه تکنیک های ایمونوشیمیایی جدید هستند.
immunochemical staining is essential for tissue examination.
رنگ آمیزی ایمونوشیمیایی برای بررسی بافت ضروری است.
the lab used immunochemical methods to identify proteins.
آزمایشگاه از روش های ایمونوشیمیایی برای شناسایی پروتئین ها استفاده کرد.
immunochemical assays are widely used in diagnostics.
آزمایش های ایمونوشیمیایی به طور گسترده در تشخیص استفاده می شوند.
they published a paper on immunochemical reactions.
آنها مقاله ای در مورد واکنش های ایمونوشیمیایی منتشر کردند.
immunochemical techniques can improve disease detection.
تکنیک های ایمونوشیمیایی می توانند تشخیص بیماری را بهبود بخشند.
the immunochemical properties of the sample were analyzed.
خواص ایمونوشیمیایی نمونه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
she specializes in immunochemical research for cancer.
او در زمینه تحقیقات ایمونوشیمیایی برای سرطان تخصص دارد.
immunochemical markers are crucial for patient diagnosis.
نشانگرهای ایمونوشیمیایی برای تشخیص بیمار بسیار مهم هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید