immunocyte

[ایالات متحده]/ɪˈmjuː.nə.saɪt/
[بریتانیا]/ɪˈmjuː.nə.saɪt/

ترجمه

n. نوعی سلول که در پاسخ ایمنی درگیر است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

immunocyte activation

فعال‌سازی ایمونوست

immunocyte response

پاسخ ایمونوست

immunocyte therapy

درمان ایمونوست

immunocyte function

عملکرد ایمونوست

immunocyte proliferation

افزایش ایمونوست

immunocyte differentiation

تمایز ایمونوست

immunocyte migration

مهاجرت ایمونوست

immunocyte signaling

سیگنالینگ ایمونوست

immunocyte regulation

تنظیم ایمونوست

جملات نمونه

the role of immunocytes in the immune response is crucial.

نقش گلبول‌های ایمنی در پاسخ ایمنی بسیار مهم است.

immunocytes can recognize and destroy pathogens.

گلبول‌های ایمنی می‌توانند عوامل بیماری‌زا را شناسایی و از بین ببرند.

researchers are studying how immunocytes communicate with each other.

محققان در حال بررسی نحوه ارتباط گلبول‌های ایمنی با یکدیگر هستند.

immunocyte activation is essential for fighting infections.

فعال‌سازی گلبول‌های ایمنی برای مبارزه با عفونت‌ها ضروری است.

vaccines help train immunocytes to recognize specific viruses.

واکسن‌ها به آموزش گلبول‌های ایمنی برای شناسایی ویروس‌های خاص کمک می‌کنند.

immunocytes play a key role in the body's defense mechanisms.

گلبول‌های ایمنی نقش مهمی در مکانیسم‌های دفاعی بدن ایفا می‌کنند.

the study focused on the behavior of immunocytes in tumors.

این مطالعه بر رفتار گلبول‌های ایمنی در تومورها متمرکز بود.

immunocyte therapy is a promising treatment for cancer.

درمان با گلبول‌های ایمنی یک درمان امیدوارکننده برای سرطان است.

understanding immunocyte function can lead to better vaccines.

درک عملکرد گلبول‌های ایمنی می‌تواند منجر به واکسن‌های بهتر شود.

immunocytes are essential for maintaining immune homeostasis.

گلبول‌های ایمنی برای حفظ هم‌ایستایی ایمنی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید