imts

[ایالات متحده]/ˌɪndəʊˈmɛθəsɪnz/
[بریتانیا]/ˌɪndoʊˈmɛθəsɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع IMT؛ اندومتاسین‌ها

جملات نمونه

the imts has significantly improved our data processing workflow.

سیستم IMTS به طور قابل توجهی فرآیند پردازش داده‌های ما را بهبود بخشید.

our company implemented imts to streamline operations.

شرکت ما IMTS را به منظور ساده‌سازی عملیات پیاده‌سازی کرد.

the new imts upgrade includes enhanced security features.

به‌روزرسانی جدید IMTS ویژگی‌های امنیتی بهبود یافته را شامل می‌شود.

staff received training on the imts platform last month.

کارکنان ماه گذشته آموزش‌هایی در مورد پلتفرم IMTS دریافت کردند.

imts integration with existing systems was completed successfully.

اینTEGRاسیون IMTS با سیستم‌های موجود به‌طور موفقیت‌آمیزی انجام شد.

the imts coordinator scheduled a meeting for next tuesday.

کوآریدینتور IMTS یک جلسه برای دوشنبه آینده برنامه‌ریزی کرد.

we rely on imts for real-time inventory management.

ما از IMTS برای مدیریت موجودی زمان واقعی استفاده می‌کنیم.

the imts documentation provides detailed setup instructions.

مستندات IMTS دستورالعمل‌های نصب جزئیات‌هایی را ارائه می‌دهد.

technical support helped resolve our imts connectivity issues.

پشتیبانی فنی کمک کرد تا مشکلات ارتباطی IMTS ما را حل کنیم.

our department upgraded to the latest imts version this year.

بخش ما در این سال به آخرین نسخه IMTS به‌روزرسانی شد.

the imts benchmark results exceeded our expectations.

نتایج مقایسه‌ای IMTS فراتر از انتظارات ما بود.

imts automation has reduced manual errors significantly.

اتوماسیون IMTS خطا‌های دستی را به‌طور قابل توجهی کاهش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید