inactivators

[ایالات متحده]/ˌɪnˈæktɪveɪtə/
[بریتانیا]/ˌɪnˈæktəˌveɪtər/

ترجمه

n. ماده‌ای که یک ماده دیگر را غیرفعال یا غیر فعال می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

enzyme inactivator

غیرفعال‌کننده آنزیم

protein inactivator

غیرفعال‌کننده پروتئین

inhibitor inactivator

غیرفعال‌کننده مهارکننده

chemical inactivator

غیرفعال‌کننده شیمیایی

viral inactivator

غیرفعال‌کننده ویروسی

toxicity inactivator

غیرفعال‌کننده سمیت

reactive inactivator

غیرفعال‌کننده واکنش‌پذیر

pathogen inactivator

غیرفعال‌کننده پاتوژن

inactivator compound

ترکیب غیرفعال‌کننده

inactivator agent

عامل غیرفعال‌کننده

جملات نمونه

the enzyme acts as an inactivator in the reaction.

آنزیم به عنوان یک غیرفعال‌کننده در واکنش عمل می‌کند.

the inactivator prevents the growth of bacteria.

غیرفعال‌کننده از رشد باکتری‌ها جلوگیری می‌کند.

researchers are studying the role of the inactivator in the process.

محققان نقش غیرفعال‌کننده را در این فرآیند مطالعه می‌کنند.

the inactivator can be used in various biochemical applications.

می‌توان از غیرفعال‌کننده در کاربردهای بیوشیمیایی مختلف استفاده کرد.

understanding the mechanism of the inactivator is crucial.

درک مکانیسم غیرفعال‌کننده بسیار مهم است.

the inactivator's effectiveness varies with temperature.

اثربخشی غیرفعال‌کننده با دما متفاوت است.

they developed a new inactivator for the pharmaceutical industry.

آنها یک غیرفعال‌کننده جدید برای صنعت داروسازی توسعه دادند.

the presence of an inactivator can alter the experiment's outcome.

حضور یک غیرفعال‌کننده می‌تواند نتیجه آزمایش را تغییر دهد.

the inactivator was tested for its safety and efficacy.

غیرفعال‌کننده برای ایمنی و اثربخشی آن آزمایش شد.

using an inactivator can help control enzyme activity.

استفاده از یک غیرفعال‌کننده می‌تواند به کنترل فعالیت آنزیمی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید