indexings

[ایالات متحده]/ˈɪndɛksɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɪndɛksɪŋz/

ترجمه

n. عمل ایجاد یک نمایه؛ فرآیند نمایه‌سازی
v. عمل نشان دادن یا گنجاندن در یک نمایه (شکل حال فعل index)

عبارات و ترکیب‌ها

data indexings

شاخص‌سازی داده

indexings overview

مروری بر شاخص‌سازی

indexings process

فرآیند شاخص‌سازی

indexings report

گزارش شاخص‌سازی

indexings analysis

تجزیه و تحلیل شاخص‌سازی

indexings management

مدیریت شاخص‌سازی

indexings strategy

استراتژی شاخص‌سازی

indexings tools

ابزارهای شاخص‌سازی

indexings techniques

تکنیک‌های شاخص‌سازی

indexings methods

روش‌های شاخص‌سازی

جملات نمونه

the indexings of the database need to be updated regularly.

به‌روزرسانی منظم فهرست‌بندی پایگاه داده ضروری است.

proper indexings can significantly improve search speed.

فهرست‌بندی مناسب می‌تواند به طور قابل توجهی سرعت جستجو را بهبود بخشد.

we are reviewing the indexings for accuracy.

ما در حال بررسی فهرست‌بندی برای اطمینان از صحت آن هستیم.

indexings play a crucial role in data retrieval.

فهرست‌بندی نقش مهمی در بازیابی داده‌ها دارد.

efficient indexings can reduce server load.

فهرست‌بندی کارآمد می‌تواند بار سرور را کاهش دهد.

the indexings were created to enhance performance.

فهرست‌بندی برای بهبود عملکرد ایجاد شد.

we need to optimize the indexings for better results.

ما باید فهرست‌بندی را برای نتایج بهتر بهینه‌سازی کنیم.

indexings in the document help in quick navigation.

فهرست‌بندی در سند به ناوبری سریع کمک می‌کند.

understanding indexings is essential for database management.

درک فهرست‌بندی برای مدیریت پایگاه داده ضروری است.

indexings should be tailored to the specific needs of the application.

فهرست‌بندی باید متناسب با نیازهای خاص برنامه تنظیم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید