indie

[ایالات متحده]/ˈindi/
[بریتانیا]/'ɪndi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مستقل
n. سینمایی که به طور مستقل اداره می‌شود و غیره.

عبارات و ترکیب‌ها

indie music

موسیقی ایندی

indie film

فیلم ایندی

indie artist

هنرمند ایندی

indie rock

راک ایندی

جملات نمونه

She enjoys listening to indie music.

او از گوش دادن به موسیقی ایندیجوی لذت می برد.

The film festival featured many indie films.

جشنواره فیلم میزبان بسیاری از فیلم های ایندی بود.

He started his own indie publishing company.

او یک شرکت نشر ایندی خود را راه اندازی کرد.

The indie bookstore specializes in rare books.

کتابفروشی ایندی در زمینه کتاب های کمیاب تخصص دارد.

They are an indie band on tour.

آنها یک گروه ایندی هستند که در حال تور هستند.

She prefers indie coffee shops over chain cafes.

او ترجیح می دهد کافه های ایندی را به کافه های زنجیره ای.

He is an indie filmmaker working on a new project.

او یک فیلمساز ایندی است که روی یک پروژه جدید کار می کند.

The indie fashion designer creates unique pieces.

طراح مد ایندی قطعات منحصر به فردی ایجاد می کند.

Indie video games are gaining popularity.

بازی های ویدیویی ایندی در حال محبوبیت هستند.

She shops at indie boutiques for one-of-a-kind items.

او در بوتیک های ایندی برای اقلام یکه به خرید می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید