indocins

[ایالات متحده]/ˌɪndəʊˈsɪnz/
[بریتانیا]/ˌɪnˈdoʊsɪnz/

ترجمه

n. داروی ضد التهاب; کلرو بنزویل متوکسی متیل ایندول استیک اسید

عبارات و ترکیب‌ها

indocins therapy

درمان ایندوکسین

indocins levels

سطح ایندوکسین

indocins response

پاسخ ایندوکسین

indocins production

تولید ایندوکسین

indocins effects

اثرات ایندوکسین

indocins release

آزادسازی ایندوکسین

indocins assay

آزمایش ایندوکسین

indocins analysis

تجزیه و تحلیل ایندوکسین

indocins binding

اتصال ایندوکسین

indocins signaling

سیگنالینگ ایندوکسین

جملات نمونه

indocins are often used in medical research.

ایندوسین‌ها اغلب در تحقیقات پزشکی استفاده می‌شوند.

doctors prescribe indocins for pain relief.

پزشکان ایندوسین‌ها را برای تسکین درد تجویز می‌کنند.

indocins can have side effects if used improperly.

اگر به درستی استفاده نشود، ایندوسین‌ها می‌توانند عوارض جانبی داشته باشند.

many patients respond well to indocins.

بسیاری از بیماران به خوبی به ایندوسین‌ها پاسخ می‌دهند.

research shows the effectiveness of indocins in treatment.

تحقیقات نشان می‌دهد که ایندوسین‌ها در درمان موثر هستند.

indocins are available in various forms for administration.

ایندوسین‌ها در اشکال مختلف برای تجویز در دسترس هستند.

it is important to monitor patients on indocins.

نظارت بر بیماران مصرف‌کننده ایندوسین‌ها مهم است.

indocins may interact with other medications.

ایندوسین‌ها ممکن است با سایر داروها взаимодей داشته باشند.

healthcare providers should educate patients about indocins.

ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی باید بیماران را در مورد ایندوسین‌ها آموزش دهند.

indocins are critical in managing certain health conditions.

ایندوسین‌ها در مدیریت برخی شرایط سلامتی بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید