inductions

[ایالات متحده]/ɪnˈdʌkʃənz/
[بریتانیا]/ɪnˈdʌkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند استدلال از موارد خاص به اصول کلی؛ (در فیزیک) فرآیند تولید یک اثر الکتریکی یا مغناطیسی؛ عمل قرار دادن رسمی کسی در یک موقعیت یا مقام؛ عمل جذب یا جذب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

formal inductions

معرفی‌های رسمی

induction programs

برنامه‌های معرفی

induction sessions

جلسات معرفی

induction training

آموزش معرفی

induction process

فرآیند معرفی

induction ceremonies

مراسم‌های معرفی

group inductions

معرفی‌های گروهی

online inductions

معرفی‌های آنلاین

induction checklist

لیست بررسی معرفی

induction manuals

دفترچه‌های راهنمای معرفی

جملات نمونه

her inductions into the team were met with enthusiasm.

ورود او به تیم با استقبال پرشور روبرو شد.

the inductions of new members will take place next week.

معرفی اعضای جدید هفته آینده انجام خواهد شد.

inductions for the training program start in january.

معرفی برنامه آموزشی در ژانویه آغاز می شود.

he was excited about the inductions into the society.

او از ورود به انجمن هیجان زده بود.

the inductions were designed to help newcomers feel welcome.

این معرفی ها برای کمک به احساس استقبال توسط افراد جدید طراحی شده اند.

inductions often include an overview of the organization.

معرفی ها اغلب شامل بررسی سازمان می شود.

she prepared a speech for the inductions ceremony.

او برای مراسم معرفی یک سخنرانی آماده کرد.

inductions can be a great way to network with others.

معرفی ها می توانند راهی عالی برای شبکه سازی با دیگران باشند.

the inductions were filled with inspiring stories.

معرفی ها با داستان های الهام بخش پر شده بود.

after the inductions, everyone felt more connected.

پس از معرفی، همه احساس ارتباط بیشتری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید