infectivity

[ایالات متحده]/ɪnˌfɛkˈtɪv.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ɪnˌfɛkˈtɪv.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت توانایی ایجاد عفونت؛ توانایی یک پاتوژن برای عفونت و تکثیر در یک میزبان

عبارات و ترکیب‌ها

high infectivity

گستردگی بالای آلودگی

low infectivity

گستردگی پایین آلودگی

infectivity rate

نرخ آلودگی

infectivity potential

ظرفیت آلودگی

viral infectivity

آلودگی ویروسی

infectivity assessment

ارزیابی آلودگی

infectivity period

دوره آلودگی

infectivity factor

ضریب آلودگی

infectivity index

شاخص آلودگی

infectivity control

کنترل آلودگی

جملات نمونه

the infectivity of the virus is a major concern for public health.

گستردگی ویروس یک نگرانی بزرگ برای سلامت عمومی است.

researchers are studying the infectivity rates of different strains.

محققان در حال بررسی نرخ‌های ابتلا سویه‌های مختلف هستند.

high infectivity can lead to rapid outbreaks in communities.

ابتلا بالا می‌تواند منجر به شیوع سریع در جوامع شود.

the infectivity of the disease varies with environmental factors.

ابتلا به بیماری با عوامل محیطی متفاوت است.

vaccination can reduce the infectivity of certain diseases.

واکسیناسیون می‌تواند ابتلا به برخی بیماری‌ها را کاهش دهد.

understanding the infectivity of pathogens is crucial for prevention.

درک ابتلا به عوامل بیماری‌زا برای پیشگیری بسیار مهم است.

infectivity can be measured using various laboratory techniques.

می‌توان از طریق روش‌های آزمایشگاهی مختلف ابتلا را اندازه‌گیری کرد.

the infectivity of the new variant raised alarm among scientists.

ابتلا به گونه جدید، نگرانی را در بین دانشمندان برانگیخت.

infectivity is influenced by host factors and virus characteristics.

ابتلا تحت تأثیر عوامل میزبان و ویژگی‌های ویروس قرار دارد.

monitoring infectivity helps in controlling disease spread.

نظارت بر ابتلا به کنترل گسترش بیماری کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید