infratentorial

[ایالات متحده]/ˌɪnfrəˈtɛntɔːriəl/
[بریتانیا]/ˌɪnfrəˈtɛntɔːriəl/

ترجمه

adj. قرار گرفته زیر پرده چهارچوبی مخچه؛ اشاره به فضای پشتی از جمجمه که مخچه در آن قرار دارد

جملات نمونه

the infratentorial region is located below the tentorium cerebelli.

منطقه اینفراتنتوریال در زیر تنتوریوم سerebelli قرار دارد.

mri revealed an infratentorial lesion in the brainstem.

مای‌ای‌آر نشان داد یک آسیب در منطقه اینفراتنتوریال در مغز عصبی.

the surgeon used an infratentorial approach to remove the tumor.

جراح از رویکرد اینفراتنتوریال برای حذف تومور استفاده کرد.

infratentorial herniation can cause compression of the brainstem.

هerniation اینفراتنتوریال می‌تواند فشار بر مغز عصبی ایجاد کند.

the patient presented with infratentorial edema following trauma.

بیمار با ادرار اینفراتنتوریال پس از آسیب ظاهر شد.

infratentorial metastases are relatively rare in brain cancer.

متاستازهای اینفراتنتوریال در سرطان مغز نسبتاً نادر هستند.

increased infratentorial pressure may lead to fatal complications.

افزایش فشار اینفراتنتوریال ممکن است به عوارض مرگ‌آور منجر شود.

the infratentorial space contains important neural structures.

فضای اینفراتنتوریال شامل ساختارهای عصبی مهمی است.

infratentorial hemorrhage requires immediate medical intervention.

خونریزی اینفراتنتوریال نیاز به مداخله پزشکی فوری دارد.

surgical navigation helps target infratentorial lesions precisely.

نavigaion جراحی به هدف‌گیری دقیق آسیب‌های اینفراتنتوریال کمک می‌کند.

infratentorial tumors often present with coordination difficulties.

تومورهای اینفراتنتوریال معمولاً با دشواری در هماهنگی همراه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید