The infrequency of his visits made her feel lonely.
اهمیت نداشتن ملاقاتهای او باعث احساس تنهایی در او میشد.
Infrequency of exercise can lead to health problems.
کمبود ورزش میتواند منجر به مشکلات سلامتی شود.
The infrequency of buses in this area is frustrating.
کمبود اتوبوسها در این منطقه ناراحتکننده است.
Infrequency of communication can strain relationships.
کمبود ارتباط میتواند روابط را تحت فشار قرار دهد.
The infrequency of updates on the project is concerning.
کمبود بهروزرسانیها در مورد پروژه نگرانکننده است.
Infrequency of rainfall has led to drought conditions.
کمبود باران منجر به شرایط خشکسالی شده است.
The infrequency of his responses made her doubt his interest.
کمبود پاسخهای او باعث شد او شک کند که آیا به آن علاقه دارد یا خیر.
Infrequency of maintenance resulted in the machine breaking down.
کمبود نگهداری باعث شد دستگاه از کار بیفتد.
The infrequency of family gatherings made reunions special.
کمبود دورهمیهای خانوادگی باعث میشد که دیدارها خاص باشند.
Infrequency of flights to remote areas can be inconvenient.
کمبود پروازها به مناطق دورافتاده میتواند ناخوشایند باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید