ingles

[ایالات متحده]/[ˈɪŋɡlɪʃ]/
[بریتانیا]/[ˈɪŋɡlɪʃ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زبان انگلیسی؛ یک فرد از انگلستان یا کسی که زبان انگلیسی را می‌داند
adj. مربوط به انگلستان یا زبان انگلیسی
v. خود را به زبان انگلیسی بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ingleside manor

مansion اینگلزاید

ingles character

شخصیت اینگلز

ingleside school

مدرسه اینگلزاید

ingles family

خانواده اینگلز

ingles tradition

سنت اینگلز

ingles style

سبک اینگلز

ingles side

سمت اینگلز

ingles town

شهر اینگلز

ingles view

نگاه اینگلز

ingles way

راه اینگلز

جملات نمونه

the team's ingles skills are improving rapidly.

مهارت‌های ingles تیم به سرعت در حال بهبود است.

he has a strong ingles accent, even after years in the us.

او یک تاکنون قوی ingles دارد، حتی پس از چند سال در ایالات متحده.

she prefers the formal ingles style of writing.

او سبک رسمی نوشتن ingles را ترجیح می‌دهد.

the ingles influence on the architecture is undeniable.

تأثیر ingles بر معماری غیرقابل انکار است.

they studied the ingles legal system for their research.

آن‌ها برای تحقیقات خود سیستم قانونی ingles را مطالعه کردند.

the ingles garden design is known for its elegance.

طراحی باغچه‌های ingles به دلیل ظرافت آن شناخته می‌شود.

he adopted an ingles approach to problem-solving.

او رویکردی ingles به حل مساله اتخاذ کرد.

the ingles pub culture is a significant part of british life.

فرهنگ کافه‌های ingles بخشی مهم از زندگی انگلیسی‌ها است.

she enjoys watching ingles period dramas on television.

او لذت می‌برد در دیدن دрамاهای دوره‌ای ingles روی تلویزیون.

the ingles tea ceremony is a cherished tradition.

گرامای چای ingles یک سنت گرامی‌شمرده است.

he demonstrated impressive ingles vocabulary during the debate.

او در میانه بحث واژگان ingles ممتازی را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید