ingrowths

[ایالات متحده]/ˈɪnɡrəʊθ/
[بریتانیا]/ˈɪnɡroʊθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند رشد به سمت داخل; چیزی که درون گوشت رشد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

bone ingrowth

القای رشد استخوان

tissue ingrowth

القای رشد بافت

ingrowth factor

عامل القای رشد

ingrowth process

فرآیند القای رشد

vascular ingrowth

القای رشد عروقی

ingrowth zone

ناحیه القای رشد

ingrowth potential

پتانسیل القای رشد

cell ingrowth

القای رشد سلولی

ingrowth response

پاسخ القای رشد

ingrowth mechanism

مکانیسم القای رشد

جملات نمونه

the ingrowth of new ideas can spark innovation.

رشد ایده‌های جدید می‌تواند باعث نوآوری شود.

we observed the ingrowth of roots in the plant.

ما رشد ریشه‌ها در گیاه را مشاهده کردیم.

ingrowth of tissue is essential for healing.

رشد بافت برای ترمیم ضروری است.

scientists study the ingrowth of bacteria in soil.

دانشمندان رشد باکتری‌ها در خاک را مطالعه می‌کنند.

the ingrowth of coral reefs supports marine life.

رشد صخره‌های مرجانی از حیات دریایی پشتیبانی می‌کند.

ingrowth of new blood vessels is crucial for recovery.

رشد رگ‌های خونی جدید برای بهبودی بسیار مهم است.

the ingrowth of vegetation improved the ecosystem.

رشد پوشش گیاهی اکوسیستم را بهبود بخشید.

there was significant ingrowth in the urban area.

در منطقه شهری رشد قابل توجهی وجود داشت.

ingrowth patterns can indicate environmental changes.

الگوهای رشد می‌توانند نشان‌دهنده تغییرات محیطی باشند.

the ingrowth of technology has transformed industries.

رشد فناوری صنایع را متحول کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید