inguens

[ایالات متحده]/ˈɪŋɡwən/
[بریتانیا]/ˈɪŋɡwən/

ترجمه

n. ناحیه‌ای از بدن که شکم با ران ملاقات می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

inguen pain

درد کشاله ران

inguen strain

کشیدگی کشاله ران

inguen hernia

فتق کشاله ران

inguen injury

آسیب کشاله ران

inguen swelling

تورم کشاله ران

inguen discomfort

ناراحتی کشاله ران

inguen ultrasound

سونوگرافی کشاله ران

inguen examination

معاینه کشاله ران

inguen support

حمایت کشاله ران

inguen surgery

جراحی کشاله ران

جملات نمونه

he felt a sharp pain in his inguen.

او درد شدیدی در کشاله ران خود احساس کرد.

the doctor examined the inguen area for any abnormalities.

پزشک ناحیه کشاله ران را برای هرگونه ناهنجاری بررسی کرد.

inguen injuries are common in athletes.

آسیب‌های کشاله ران در ورزشکاران شایع است.

she applied ice to her inguen to reduce swelling.

او برای کاهش تورم، یخ را روی کشاله ران خود قرار داد.

he underwent surgery to repair a tear in his inguen.

او تحت عمل جراحی برای ترمیم پارگی در کشاله ران خود قرار گرفت.

the inguen is an important area for mobility.

کشاله ران ناحیه مهمی برای تحرک است.

stretching can help prevent inguen injuries.

کشیدن می‌تواند به پیشگیری از آسیب‌های کشاله ران کمک کند.

she felt discomfort in her inguen while running.

او در حین دویدن، ناراحتی در کشاله ران خود احساس کرد.

he has a history of inguen strains from playing soccer.

او سابقه کشیدگی کشاله ران از بازی فوتبال دارد.

physical therapy helped him recover from his inguen injury.

فیزیوتراپی به او کمک کرد تا از آسیب کشاله ران خود بهبود یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید